ب ـ دعا و توسل:

در دعا و توسل نکاتی هست که باید به آن عمل شود: 

1.   همانگونه که می­بینید دعا و توسل را بعد از تلاش و همتتان بیان کردم. علتش این است که دعا مانند دارو است. اگر مریض خودش پرهیز نکند و نخواهد خوب باشد طبیعی است که دارو هم نمی­تواند او خوب کند. مثلا کسی که سرما خورده است اگر با لباس کم یا بدن عرق­دار خود را در سرما بیندازد چگونه می­تواند توقع داشته باشد که قرص و آمپولهای دکتر کارساز باشد! اگر زبانمان در دعا چیزی بگوید، اما اعمالمان کار دیگری انجام دهد، هیچ وقت نباید توقع داشته باشیم که دعایمان مستجاب شود. 

2.    چون هدف شما فراموش کردن اوست. باید نوع و محتوای دعای خود را در مسیر هدفتان انتخاب کنید. بعضیها در دعای خود می­گویند: «خدا یا مرا به او برسان» یا می­گویند: «خدا یا اگر مصلحتم این است که با او زندگی کنم ما را به هم برسان در غیر این صورت یادش را از خاطرم ببر» هیچ کدام از این دو نوع دعا به صلاح نیست. علتش این است که شیطان می­خواهد به نوعی یاد و خاطره­ی او را در ذهن شما زنده نگه دارد و نفستان می­خواهد ـ ولو به بهانه­ی دعا ـ کاری کند که نامش را بر زبان خود جاری کنید. مشکل دیگر این نوع دعا آن است که با هدف شما تعارض دارد. یعنی شما باید از او به کلی قطع علاقه کنید، حال اگر حتی یک درصد هم خود را امیدوار به لقای او نگه دارید، قوه­ی خیال شما آهسته اهسته همین یک درصد را ترقی می­دهد تا برسد به 99 درصد. این نوع دعا در واقع امیدوار کردن خود است به رسیدن به او. پس روش صحیح در دعا کردن این است که بگویید: «خدایا! محبت او را از قلب من بگیر و مرا از این زندان نجات بده».

3.    همانگونه که از حدیث امام صادق (علیه­السلام) استفاده می­شود. یکی از علتهای بروز این مشکل خالی بودن قلب از ذکر خداست. پس باید با نماز و عمل به واجبات یاد خداوند را در قلبتان زنده کنید و از انجام کارهای حرام اجتناب ورزید تا دل شما به نور الهی منور گردد.

4.    اگر حق الناسی به گردن دارید آن را ادا کنید. مثلا اگر دل کسی را شکسته­اید یا آبروی کسی را برده­اید، کار خود را جبران نمایید. (البته اگر شخص مورد نظر نامحرم است و حلالیت طلبیدن از او مستلزم ارتباط با نامحرم باشد می­توانید به جای حلالیت طلبیدن از او در حقش دعا کنید).

5.    حق والدین بسیار بزرگ است. حتما به آنها محبت کنید و سعی کنید که رضایت قلبی آنها را کسب نمایید. روزی جوانی نزد پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) رفت و به حضرت عرض کرد گناهان زیادی را مرتکب شده­ام. این که جوان به شدّت پشیمان شده بود در ادامه عرض کرد که آیا راه توبه­ای برای من هست؟ حضرت فرموند: «از والدینت کسی زنده هست؟» آن جوان عرض کرد که پدرم زنده است. بعد حضرت فرمودند: «برو و به پدرت خدمت کن». وقتی جوان با خوشحالی دور می­شد، پیامبر اکرم فرمودند: «کاش مادرش زنده بود!». از این روایت برمی­آید که محبت به والدین ـ مخصوصا مادر ـ موجب می­شود که درهای رحمت الهی به روی انسان باز شود و همین محبت کفاره­ی بسیاری از کناهان است. شما هم احتمالا گناهی مرتکب شده­اید که اینگونه گرفتار شده­اید.

6.       بعد از نماز صبح «هفتاد بار» استغفار کنید و بعد از نماز عصر هم «هفتاد بار».

7.       صلوات زیاد بفرستید. برخی از گناهها که استغفار نتواند آنها را پاک کند انشاء الله به برکت صلوات پاک خواهند شد.

8.    اگر تمکن مالی دارید حیوانی را قربانی کنید. حتی می­توانید مرغ، خروس یا حتی کبوتری را به نیت سلامتی امام زمان (علیه­السلام) سر ببرید.

9.    به لطف خداوند کاملا امیدوار باشید و مطمئن باشید که اگر با اخلاص و صدق نیت قدم در این راه بگذارید به حاجت خود خواهید رسید.

  6 ـ چون این محبت در شما ریشه دوانده است برای رهایی از آن مدت زمانی باید بگذرد تا به بهبودی کامل برسید. حتی در مسیر فراموشی او ممکن است دچار فشار سختی شوید. وقتی فشارها زیاد شد امیدوار شوید که ریسمان محبت در حال پاره شدن است. لذا از فشارهای ناشی از این دوران فرار نکنید و در مقابل آن زانو نزنید. به خداوند توکل کنید و با صلابت در این مسیر جلو بروید تا ـ انشاء الله ـ به رهایی و آزادی کامل برسید.

وقتی این محبت از شما دور شد ممکن است شیطان دوباره شراغتان بیاید و با تحریک حس کنجکاوی، تشویقتان کند که یک بار دیگر او را ببینید. شما هم ممکن است به این اعتبار که این عشق و محبت کاملا از بین رفته است، فریب او را بخورید، غافل از این که قلب شما همانند آتش زیر خاکستر است و احتمال بازگشت این علاقه زیاد است. پس بیهوده به خود مغرور نشوید و تا می­توانید از او دوری کنید.

7 ـ نگاهی به رفتار گذشته­ی خود بیندازید تا به اشتباه خود پی ببرید. ببیند چه عاملی باعث شد در این دام بیفتید. آن عامل را بعد از شناسایی مدیریت کنید تا ـ خدای ناکرده ـ به دام عشق شخص دیگری نیفتید.

به عنوان نمونه برخی از عوامل افتادن در این دام ذکر می­گردد:

1. معاشرت با رفقایی که حرفهای غیر اخلاقی می­زنند و اهل رابطه و رفاقت با جنس مخالف هستند.

این نوع معاشرتها فضای فکری انسان را به هم می­زند و باعث می­شود که به سمت و سوی گناه کشیده شویم.

2. سختیها و مشکلات زندگی.   

باید با استعانت از خداوند متعال بتوانیم در مقابل مشکلات زندگی تحمل داشته باشیم و با بروز مشکل تعادل روحی روانی خود را از دست رفته نبینیم. برخی از جوانهای ضعیف ـ خدای ناکرده ـ سفره­ی دلشان را پیش جنس مخالف باز می­کنند و به گمان این که آنها می­توانند کمکشان کنند نردش درد دل می­کنند غافل از آن که این نوع صحبتها ـ در کنار حرام بودنش ـ موجب بروز رابطه­ی عاطفی و علاقه­ی شدید می­گردد.  

3. رعایت نکردن حریم محرم از نامحرم.

شما به عنوان یک انسان برای خود حریمی دارید و نباید هر کسی را وارد حریم خود نمایید. اگر بیگانه­ای را وارد حریم خود کنید مطمئن باشید که در حریم خصوصی شما، خودتان را اسیر می­نماید.   

4. کنترل نکردن نگاه.

ا­میرالمؤمنین (علیه­السلام) می­فرماید: کسی که چشم خود را از حرام بپوشاند قلب خود را در آسایش قرار داده است.

5. کنترل نکردن احساسات و علاقه­های قلبی.

به محض این که احساس کردید محبت خاصی نسبت به چنس مخالف پیدا کرده­اید سریع اقدام کنید و مراقب باشید که به هیچ وجه دنبال شعله­ورتر کردن این محبت راه نیفتید. اگر از همان ابتدا جلوگیری کنید دچار مشکل عشق نمی­شوید.

در پایان آرزو می­کنم که با استعانت از خداوند و ائمه­ی معصومین (علیهم­السلام) بتوانید از این مشکل رهایی یابید.

تذکر:

حتی اگر طرفین یقین داشته باشند که برای زندگی مشترک به درد یکدیگر می خورند باز هم باید از این عشق رهایی یابند برای این که:

اولا: در امر ازدواج انتخاب باید عاقلانه باشد نه عاشقانه. بعد وقتی عاقلانه انتخاب کردند، بعد از محرم شدن هر مقدار که خواستند به یکدیگر عشق بورزند.

ثانیا: عشق خوبها را بد و بدها را خوب می کند. به همین دلیل باید ابتدا عینک خوش بینی از چشم برداشته شود. تا بتواند واقع بینانه برای آینده ی خود تصمیم بگیرد.