در هر حال جوانان باید با سرپنجه عقل و فكر خودشان، این پرده هاى جهل و جنایت را كه بر وى حساسترین حقایق مربوط به آنان انداخته شده پاره كنند، و به جاى فرار از درك حقیقت و پناه بردن به مطالبى كه اثرى جز تخدیر و گمراه ساختن افكار آنها ندارد، بنشینند و حقایق حسى و روشنى را كه «حساب دو دو تا چهار تا» را دارد بررسى نمایند و سرانجام این انحرافات مرگبار را با چشم خود ببینند.

ما نخست در این جا گواهى بعضى از پزشكان و محقّقانى را كه سال ها از عمر خود را صرف مطالعه در پیرامون این گونه مسائل كرده اند نقل نموده، و سپس به تجزیه و تحلیل علل روانى و اجتماعى انحرافات جنسى پرداخته، و پس از آن راه مبارزه با این اعتیادهاى ننگین را شرح مى دهیم.

یكى از اطباى معروف در كتاب خود كه درباره زیان هاى عادت ننگین «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشكان را به این شرح نقل مى كند:

«هوفمان» مى گوید: «جوانى را دیدم كه از پانزده سالگى گرفتار این اعتیاد شوم شده بود و تا سن 23 سالگى آن را ادامه داده بود.

او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گردید كه هنگامى كه مى خواست كتابى را بخواند چشمهایش سیاهى رفته سرش درد مى گرفت، حالتى شبیه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگیجه شده بود، حدقه هاى چشم او بیش از حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود درد شدیدى احساس مى كرد».

مشاهدات دكتر هوچین سون (HUOTCHINSON) ثابت مى كند عموم ناراحتى هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار «استمنا» و ناراحتى هاى شبكیه چشم و مشیمیه از آن سرچشمه مى گیرد (دقت كنید).

نویسنده مزبور اضافه مى كند:

«نخستین نتیجه عادت به این كار شنیع این است كه قوت و شفافیت چشم ها زایل مى گردد، صورت رنگ اصلى خود را از دست مى دهد و پژمرده مى شود، در نگاه هاى مبتلایان به این كار هوش و ذكاوت اوّلى دیده نشده حالت گرفتگى در سیماى آنها ظاهر مى گردد، چشم هاى آنها با حلقه هاى كبودرنگى احاطه مى شود. بعد از آن سستى و تنبلى در اعضاى مختلف مشاهده مى شود.

نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم، تنگى نفس، تغییر اخلاق و مزاج به طور غیر قابل توضیح، حسادت، غم و كدورت، مالیخولیا، فكر گوشه گیرى و تنهایى از نتایج شوم ابتلاى به این انحراف جنسى است.

این طبیب در جاى دیگر از كتاب خود اضافه مى كند این عمل موجب فقرالدم (كم خونى) و ضایع شدن قواى جسمى و روحى مى گردد و باعث دوران سر، صداى گوش ها، كمردرد، سختى تنفس، كم شدن حافظه، لاغرى، ضعف و سستى و خلاصه عدم اقتدار كلى در بدن مى شود، و بر اثر رابطه نزدیكى كه با حواس پنجگانه دارد مخصوصاً در چشم و گوش اثر مى گذارد». (دقّت كنید).

عادت به این انحراف شوم جنسى مخصوصاً نیروى مقاومت بدن را در برابر بیمارى ها كم مى كند و به طورى كه پزشك مزبور تصریح مى نماید:

«اشخاصى كه به این عادت مذموم مبتلا هستند به محض گرفتارى به یكى از بیمارى هاى وخیم به آسانى نمى توانند گریبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند».

او سپس از قول یكى از نویسندگان نقل مى كند كه:

«جوانى را مى شناختم كه مبتلا به این عادت شوم بود او گرفتار یكى از «بیمارى هاى تب دار» شد در روز ششم بیمارى كه كاملا ضعیف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در كام خود فرو كشید»!

و نیز نقل مى كند:

«یكى از مبتلایانى كه به یك نوع از این عادت شوم، مداومت مى نمود رفته رفته ضعف شدیدى در خود احساس كرد، بدن او رو به لاغرى گذاشت ساق پا و ران هاى او به طور محسوسى ضمور (كم گوشت) شد و كمردرد او را آزار مى داد ادامه این عمل منتهى به فلج عمومى بدنى او گردید و پس از شش ماه بسترى شدن كه با وضع قابل ترحمى با مرگ دست به گریبان بود در آغوش مرگ فرو رفت»!

مخصوصاً ابتلاى به این عادت شوم براى مجروحین و آنهایى كه عمل جراحى در بدنشان شده فوق العاده خطرناك مى باشد.

كوتاه سخن این كه به گفته همان «پزشكى» و هم از نظر «مذهبى» منفور است موجب خرابى و نابودى وجود انسان و تزلزل روح مى گردد.

برگرفته از کتاب مشکلات جنسی جوانان(آیت الله مکارم شیرازی)