« قرآن كریم كتاب انسان سازی است » ، برنامة سعادت و هدایت ، و راهنمای كسانی كه می خواهند به فوز عظیم و جاودانی نائل شوند. در این راستا، شیوه‌های متنوعی در قرآن برای دعوت انسانها به رشد و صلاح، به كار رفته است . تبشیر و انذار از مهم‌ترین اصول تبلیغ قرآنی است . یكی از راهكارهای تبشیری، معرفی انسانها و جماعتهای برگزیده، و برشمردن صفات و ویژگیها، و ذكر پاداشها و مواهب در نظر گرفته شده برای آنان است ؛ كه به طور ضمنی یا به صراحت، به پیمودن راه آنان و اتّصاف به صفات نیكوی آنان، توصیه و تشویق می فرماید. 
برخی از این برگزیدگان ، پیامبران و اولیای الهی هستند كه خداوند متعال با ذكر داستان زندگی آنان از تولد تا بزرگی و سپس بعثت وشروع دعوت و معجزات و رنجهایی كه در مسیر نبوت خود داشته اند، آنها را به عنوان الگو سرمشق ، ممتاز می سازد. 
اسوه‌های دیگری نیز در قالب و ساختاری جمعی معرفی شده‌اند: مؤمنین ، محسنین ، مصلین ، صدیقین ،‌خاشعین ، مستغفرین ،‌ شاكرین ، توّابین ، ‌متقین ، صادقین ، صابرین ، اولوالالباب، ‌و … 
صالحین، از زمرة‌ این برگزیدگان هستند، كه در این نوشتار به بررسی خصوصیات و جایگاه آنها از منظر قرآن كریم، خواهیم پرداخت، ان شاء الله. 

1ـ واژه شناسی 
« صالح » ،‌چنانكه می دانیم از ریشه صلح است، «صلح» به معنای مسالمت و سازش. راغب اصفهانی این كلمه را از بین رفتن نفرت از میان مردم معنا كرده است[1]. « صَلاح » نیز به مفهوم شایسته شدن و خوب شدن به كار رفته است . این كلمه گاه ضد فساد است: « ولاتفسدوا فی الارض بعد اصلاحها[2]»، و گاهی در مقابل سیئه آمده است : « وءاخرون اعترفوا بذنوبِهِمْ خلطوا عملاً صالحا وءاخَر سیّئاً [3] ».صاحب ِ « العین‌»،‌ صلاح را نقیض كلمه « طلاح » دانسته است[4].
صالح نیز « شایسته » معنی شده، آنچه یا كسی كه خوب است و در آن فساد نیست. این كلمه گاهی وصف عمل است مانند : « من امن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحاً [5]» و می دانیم كه در آیات بسیاری، ایمان و عمل صالح به منزلة دو بال برای كمال انسان، به همراه هم ذكر شده اند ـ در مواردی نیز صالح وصف شخص است مثلاً : « و كان ابو هما صالحاً[6]».
البته صالح به معانی دیگری نیز آمده است كه محدودتر و خاصتر است، از جمله در آیة « دَعْوَا الله ربّهما لئن اتیتناه صالحاً … فلما ءاتاهما صالحاً … [7] » ظاهراً مراد از صالح، نام الخلقه و بی عیب است و در آیة « وانكحوا الایامی منكن . الصالحین من عبادكم و إماءكم » به معنی لیاقت و اهلیت برای ازدواج است . در المعجم الوسیط . صالح را چنین معنا می كند: « المستقیم المودی لوا حیاته[8] »‌. « صالحات » به عنوان صفت اعمال به كار رفته مانند: « و بشرالذین ءامنوا و عملوا الصالحات[9] » و نیز همسران شایسته با این كلمه معرفی شده اند : « فاصالحات قانتاتُ …[10]»
2- سیمای انسان صالح در قرآن 
در این بخش ، آیات مرتبط با این موضوع را در قالب عناوین زیر مورد توجه قرار می دهیم : 
1ـ2ـ ویژگی های كلی صالحان 
2ـ2ـ شخصیتهای صالح در قرآن 
3ـ2ـ آثار صالح بودن 
4ـ2ـ دعا در جهت صالح شدن 
1ـ2ـ ویژگی های كلی صالحان 
بهترین آیه ای كه بطور كامل به صفات اعتقادی و عملكرد و وجه رفتاری انسانهای صالح پرداخته آیات 113 و 114 سوره آل عمران است :
لیسوا سواء من اهل الكتاب امة قائمه یتلون ءایت الله ءاناء الیل و هم یسجدون * یؤمنون بالله و الیوم الاخر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و یسارعون فی الخیرات، و أولئك من الصالحین 
« [ ولی همة آنان ] یكسان نیستند،‌از میان اهل كتاب، گروهی درست كردارند كه آیات الهی را در دل شب می خوانند و سر به سجده می نهند .به خدا و روز قیامت ایمان دارند؛ و به كار پسندیده فرمان می دهند و از كار ناپسند باز می دارند با و در كارهای نیك شتاب می كنند و آنان از شایستگانند» 
علامه طباطبایی (ره) ذیل این آیه می نویسند: « و قد عد الله سبحانه لهم جمل مهمات الصالحات، ‌و هی الایمان و الامر بالمعرف و النهی عن المنكر و المسارعه فی كل خیر، ثم وصفهم بانهم صالحون، فهم اهل الصراط المستقیم، و زملاء النبیین و الصدیقین و الشهداء … [11] » 
در مجموع، این ویژگی ها به عنوان صفت كسانی مطرح شده كه « در زمرة صالحان» قرار دارند: 
(1) ویژگی های اعتقادی :
الف . ایمان به خدا 
ب . ایمان به روز قیامت 
(2) ویژگی های رفتاری : 
الف ـ تلاوت آیات الهی در دل شب ب ـ سجده و خشوع در آستان الهی 
ج ـ امر به معروف ونهی از منكر د ـ شتاب در كارهای خیر 
در آیه 9 سوره عنكبوت نیز همین ویژگی ها عنوان شده، با این تفاوت كه می توان گفت در « ایمان » و « عمل صالح » خلاصه گشته است : 
وَالَّذینَ ءامَنوُا و عَمِلُواالصَّالِحاتِ لَنُدْخِلَنَّهم فی الصَّالحِینَ 
« و كسانی كه گرویده و كارهای شایسته كرده اند، البته آنان را در زمرة شایستگان در می آوریم . » 
عمل صالح در آیة 10 سورة فاطرنیز مؤثر و بالا برنده « كلمة طیب[12]» شمرده شده : 
إلَیْهِ یَصْعَدُ اُلْكِلَمُ اُلطَیِّبُ وَالْعمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ 
« سخنان پاكیزه به سوی او بالا میرود، و كار شایسته به آن رفعت می بخشد. » 
در آیاتی از قرآن ، می بینیم صالحات به عنوان گروهی جداگانه معرفی شده اند: 
فَالصَّالِحاتُ قانتاتُ حافِظاتُ لِلغِیْب بِماحَفِظَ اللهُ[13] 
باید توجه داشت در این آیه ویژگی همسران (زوجات ) صالح مورد نظر است ، نه زنان به طور مُطلق؛ به ویژه اینكه در ادامة آیه نُشوز در مقابل این صلاح مطرح شده است[14] . زنان صالح و درستكار كسانی اند كه : « خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده‌اند، و نه تنها در حضور شوهر، بلكه در غیاب او حفظ الغیب می كنند[15] .» 
2ـ2ـ شخصیتهای صالح در قرآن 
در آیات قرآن كریم، به صراحت برخی اشخاص، « صالح» شمرده شده اند . در مواردی این صالحین از زمره انبیای الهی هستند، ‌یعنی در توضیح و بیان داستان این پیامبران، آنان را به صنعت صلاح متّصف فرموده است، كه در ادامه به این آیات اشاره خواهیم داشت. 
در یك مورد نیز عبارت صالح المؤمنین به كار رفته است : 
… فإنّ الله هو مولاهُ و جبریلُ و صالح المؤمنین[16] …
در حقیقت خدا خود سرپرست او (پیامبر اسلام ) است، و جبرئیل و صالح و مؤمنان [ نیز یاور اویند] 
مطابق برخی روایات، منظور از صالح المؤمنین در این آیه شریفه، حضرت علی (علیه السلام ) می باشد[17] .
ـ انبیا و پیامبرانی كه با صفت صالح مدح شده‌اند :‌
(1و2) نوح و لوط : ضرب الله مثلاً للذین . كفروا مرات نوح و امرات لوط كانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین[18] … 
و لوطاً اتیناه حكماً و علماً … و لندخلنه فی رحمتنا انه من الصاحین[19] 
(3) ابراهیم : 
ـ و من یرغب عن مله ابراهیم الا من سفه نفسه و لقد اصطفیناه فی الدنیا انه فی الاخره لمن الصالحین[20] 
ـ و اتیناه فی الدنیا حسنه و انه فی الاخره لمن الصاحین[21] 
ـ و وهبنا له اسحق و یعقوب و جعلنا فی ذریته النبوه و الكتاب و اتیناه اجره فی الدنیا و انه فی الاخره لمن الصالحین[22]
(5 و 4) اسحق و یعقوب : 
ـ و وهبنا له اسحق و یعقوب نافله و كلا جعلنا صالحین [23]
ـ و بشرناه باسحق نبیاً من الصالحین[24] 
(8 و 7 و 6) اسماعیل، ادریس، ذاالكفل: 
ـ و اسماعیل و ادریس و ذاالكفل كل من الصّبرین . و ادخلناهم من رحمتنا انهم من الصالحین[25] 
(9) یونس: 
ـ فاصبرلحكم ربك و لا تكن كصاحب الموت … فاجتباه ربه نجعله من الصالحین[26]
(10) یحیی : 
… ان الله یبشرك بیحیی مصدقاً … و نبیاً من الصالحین [27]
(11) عیسی : 
و یكلم الناس فی المهد و كهلاً و من الصالحین[28]
(12 و 13) ذكریا و الیاس : 
و زكریا و یحیی و عیسی و الیاس كل من الصالحین [29] 
3ـ 2 ـ آثار صالح بودن 
بدون شك، علاوه بر پاداشهای اخروی، در زندگی دنیوی نیز می توان اثراتی برای صلاح انسانها جستجو نمود. این هر دو را ذیل عناوین زیر بررسی می كنیم. 
الف ) تأثیر صلاح پدر بر سرنوشت فرزند. 
هنگامی كه موسی كلیم الله با عبدی از عباد خدا[30] ـ كه در برخی تفاسیر[31]به خضرنبی(علیه السلام)تفسیر شده است ـ همراه گشت، خضر خواست دیواری را كه در مسیر سفرشان به آن رسیده بودند، تعمیر و ترمیم سازد،‌ و چنین كردند . موسی علت را جویا شد . خضر در پایان این سفر علمی و حكمت آمیز، چنین پاسخ گفت : 
و أمّا الجدار فكان لغلامین یتیمین فی المدینه و كان تحته كنز لهما و كان ابوهما صالحاً فاراد ربك ان یبلغا اشدهما و یستخرجا كنتزهما رحمه من ربك …[32] 
« و اما دیوار، از آن دو پسر [بچة] یتیم در آن شهر بود، و زیر آن ، گنجی متعلق به آن دو بود، و پدرشان [مردی] نیكوكار بود، پس پرودگار تو خواست آن دو [یتیم] به حد رشد برسند و گنجینة خود را ـ كه رحمتی از جانب پرودگارت بوده بیرون آورند…»
می بینیم كه خداوند به حال آن دو كودك یتیم رحمت خود را شامل می فرماید، و دو پیامبر بزرگ خود را مأمور حفظ مال آن دو می نماید، تنها به این دلیل كه پدرشان فردی صالح بوده است . نكته ای كه برخی مفسرین ذكر كرده اند این است كه دراین آیه سخن از صلاح خود آن دو فرزند به بیان نیامده، بلكه تنها عامل این رحمت الهی، ‌صلاح پدرشان عنوان شده است[33] . همچنین گفته‌اند این « أب صالح » پدر آن دو نبود،‌ بلكه بین ایشان هفت نسل فاصله بوده است[34] . بنابراین، چه بسا صلاح انسان برای فرزندانش آثاری زیبا به ارث گذارد و سعادت و خیر را برای آنها به ارمغان آورد.[35]
ب ) صالحان، وارثان زمین: 
و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر أن الارض یرثها عبادی الصالحون[36]
« حقیقت ، در زبور بعد از تورات نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.» 
باید توجه داشت برخی « ارض » در آیه فوق را « ارض الجنه » از بین بهشت دانسته اند، ولی مرحوم طبرسی، این قول را ضعیف می شمرد[37]. 
ج ) ولایت الهی : 
انّ ولِیّ الله الذی نزّل الكتاب و هو یتولّی الصالحین [38]
« بی تردید سرور من آن خدایی است كه قرآن را فرو فرستاده، و همسو [ولیّ][39] شایستگان است . » 
در این آیه ولایت خدا برای صالحان مورد تأكید و تصریح قرار گرفته است . 
د) مِنعِم بودن در كنار انبیا و صدیقین و شهداء : 
و من یطع الله و الرسول فاوالیك مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئك رفیقاً [40]
« و كسانی كه از خدا و پیامبر اطاعت كنند، در زمره كسانی خواهند بود كه خدا ایشان را گرامی داشته [ یعنی] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگان‌اند،‌ و آنان چه نیكو همه مانند.» 
علامه طباطبایی مراد از صالحین در این آیه را كسانی می دانند كه سزاوار و لایق نعمتهای خداوند و آمادة كرامات الهی هستند[41]، و علامه طبرسی نیز صالح را كسی می داند كه نفسش به واسطة حسن عمل به راستی و درستی رسیده است[42] .
هـ ) مغفرت الهی در صورت توبه ) 
ربكما علم بما فی نفوسكم ان تكونوا صالحین فانه كان للاوابین غفوراً[43] 
« پرودگار شما به آنچه در دلهای خود دارید آگاهتر است . اگر شایسته باشید . قطعاً‌ او آمرزندة توبه كنندگان است » 
4ـ2ـ دعا در جهت صالح شدن 
در سورة اعراف ، سخن از دعای پدر و مادری برای صالح شدن فرزند آینده شان است : 
… فَلَمّا اَثْقَلَتْ دَعَوَا الله رَبَّهُما لئنءَ اَتیْتَنا صالحِاً لنكونَنَّ من الشَّكِرینَ * فلمّاء اَتهُما صلِحاً جعَلاَ لَه شُركاءَ فیما اتینهُما …[44] 
« … و چون سنگین بار شد،‌خدا، پرورگار خود، را خواندند كه اگر به ما [ فرزندی ] شایسته عطا كنی، قطعاً از سپاسگزاران خواهیم بود. و چون به آن دو، [فرزندی] شایسته داد با در آنچه [خدا] به ایشان داده بود، برای او شریكانی قرار دادند…»
اینكه مقصود از این والدین چه كسانی هستند،‌ آیا افراد خاصّی منظور است، یا به طور كلی و مطلق گفته شده، از مجال این بحث خارج است. تنها به مناسبت مطرح شدن كلمة صالح در وصف فرزند به بررسی معنای این عبارت می پردازیم . 
در اكثر تفاسیر، مراد از « صالحاً » در آیه مذكور، « فرزندی سالم با تناسب اندام و شایستگی كامل[45] » دانسته شده است . علامه طباطبائی مراد از این كلمه را صالح برای زندگی و بقاء معرفی می كند، و اینكه فرزند، انسانی كامل و تام الخلقه باشد، و منظور، صلاح دینی نیست[46] . البته مرحوم طبرسی، با قول ضعیف احتمال داده اند كه مراد از صالح ، فردی نیكوكار و مطیع باشد[47] .
در قرآن كریم به طور خاصّ و مشخص، از زبان سه پیامبر بزرگ الهی دعاهایی در زمینة صلاح خود یا خداندانشان، بیان شده است : 
(1) ابراهیم : رَبِّ هَبْ لِی حُكْماً رَاَلْحِقْنیِ بِالصَّلِحیِنَ[48]« پرودگارا به من دانش عطا كن و مرا به صالحان ملحق فرمای » 
رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحیِنَ [49]« ای پرودگار من، مرا [فرزندی ] از شایستگان بخش » 
(2) یوسف، 
… تَوفّنی مُسْلِماً وَاَلْحِقْنیِ بِالصَّلِحینَ [50]« مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما » 
(3) سلیمان 
… وَاَدْخِلْنیِ بِرَحمَتِك فیِ عِبَادِك الصَّلِحینَ [51]« و مرا به رحمت خویش در میان بندگان شایسته ات داخل كن. 
پی نوشت : 
[1] راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن ، ص 284 
[2] اعراف (7) آیه 56
[3] توبه (19) آیه 102 
[4] خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج 3، ص 117
[5] تبصره (2) آیه 62 
[6] كهف (18) آیه 82
[7] اعراف (7) آیه 189 و 190 
[8] ابراهیم انیس و عبداحلیم منتقر ، امعجم الوسیط، ص 520 
[9] بقره (2) آیه 25
[10] نساء 03) آیه 34
[11] محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 385 
[12] علامه طباطبایی عملی را صالح می دانند كه شایسته قبول است و ذل عبودیت و اخلاص بر آن نقش بسته، رك : المیزان ، ج 17 ص 23 
[13] نساء (4) آیه 34 
[14] بررك : محمد حسین طباطبایی،‌المیزان ،‌ج 4 ص 344 
[15] مكارم شیرازی و دیگران،‌تفسیر نمونه، ج 3 ، ص 370 
[16] تحریم (66) آیة 4
[17] ر.ك : محمد حسین طباطبایی،‌المیزان ، ج 19 ص 332 و ابوعلی طبرسی، مجمع البیان، ج10، ص 475 و 476
[18] تحریم (66) آیه 10 
[19] انبیا (21) آیات 74 و 75
[20] بقره (2) آیه 130 
[21] نحل (16) آیه 122
[22] عنكبوت (29) آیه 27
[23] انبیا (21) آیه 73
[24] صافات (37) ایه 112
[25] انبیا (21) آیه 85 و 86 
[26] قلم (68) آیه 48 تا 50 
[27] آل عمران (3) آیه 39 
[28] همان،‌آیه 46
[29] انعام (6) آیه 85 
[30] فَوَجَدَا عَبْداً مِنْ عِبادِنا … كهف (18) آیه 65
[31] ر. ك : ابو علی طبرسی، مجمعالبیان،‌ج 6 ، ص 745 
[32] كهف (18) آیه 82
[33] ر.ك: طبرسی،مجمع البیان، ج 6 ص 754
[34] ر.ك: طباطبایی، المیزان، ج 13 ص 349
[35] ر.ك: طباطبایی، المیزان، ج 13 ص 349
[36] انبیا (21) آیه 105
[37] ر.ك: طبرسی، مجمع الیان، ج 7، ص 106
[38] اعراف (7) آیه 196
[39] در ترجمه استاد فولادوند،‌كلمة ولیّ به دوستدار ترجمه شده است، به نظر می رسد دوست داشتن تنها بخشی از معنای كلمة « یتولیّ » را می رساند. 
[40] نساء (4) آیه 69
[41] ر.ك : مجمع البیان، ج 3، ص 110 
[42] اسراء (17) آیه 25 
[43] اسراء (17) آیه 25 
[44] اعراف (7) آیات 189 و 190 
[45] ناصر مكارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه،‌ج 7، ص 50
[46] ر.ك : المیزان، ج 8 ص 375
[47] ر.ك : المیزان، ج 8 ص 375
[48] شعرا(26) آیه 83
[49] صافات (37) آیه 100
[50] یوسف 012) آیه 101
[51] نمل (27) آیه 19
 

فهرست منابع 
* قرآن مجید: ترجمه محمد مهدی فولادوند، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی ، 1377.
1. تفسیر نمونه : ناصر مكارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، تهران، دارالكتب الاسلامیه،‌1367.
2. العین : خلیل بن احمد فراهیدی، قم، دارالمجره، بی تا. (ج 3) 
3. قاموس قرآن : علی اكبر قرشی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1361 .
4. مجمع البیان: فضل بن حسن طبرسی،‌بیروت، دارالمعرفه، 1988.
5. المفردات فی غریب القرآن : الراغب الاصفهانی،‌مصر، دفتر نشر الكتاب، 1404.
6. المعجم امفرس: محمد فواد عبدالباقی، بیروت، مؤسسه اعلمی، 1421.
7. المعجم الوسیط: ابراهیم انیمن و عبدالحلیم منقر، استانبول، دارالدعوه ،‌1989.
8 . المیزان فی تفسیر القرآن : محمد حسین طباطبایی، بیروت، مؤسسه اعملی، 1983.