تبلیغات
وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا - مطالب بهمن 1392

وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا

عاقبت روزی مغرب محومشرق میشود

رجبعلینکوگویان مشهور به جناب شیخ و شیخ رجبعلی خیاط در سال ۱۲۶۲هجری خورشیدی،در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش مشهدی باقر یک کارگر ساده بودهنگامی‌که رجبعلی دوازده ساله شد پدر
از دنیا رفت و رجبعلی را که از خواهر
و برادر تنی بی‌بهره بود، تنها گذاشت. شیخ پنج پسر و چهار دختر داشت، کهیکی از دخترانش در کودکی از دنیا رفت. جناب شیخ در کار خود بسیار جدی بود و تا آخرین روزهای زندگی تلاش کرد تااز دست رنج خود زندگی‌اش را اداره کند. با این که ارادتمندان وی با دل وجان حاضر بودند زندگی ساده او را اداره کنند، ولی او حاضر به چنین کارینشدجناب شیخ بسیار مهربان، خوش‌رو، خوش اخلاق، متین و مؤدب بود. همیشه دوزانو می نشست، به پشتی تکیه نمی‌کرد، همیشه کمی دور از پشتی می‌نشست. ممکننبود با کسی دست بدهد و دستش را زودتر از او بکشد. خیلی آرامش داشت. هنگامصحبت اغلب خنده‌رو بود. به‌ندرت عصبانی می‌شد. عصبانیت او وقتی بود کهشیطان و نفس سراغ او می‌آمدند. در این هنگام سراسر وجودش را خشم فرامی‌گرفت و از خانه بیرون می‌رفت و آن‌گاه که خود را بر نفس چیره می‌یافت،آرام باز می‌گشت.


این مطالب از وبلاگ شجره طیبه گرفته شد ه است و این حقیر فقط آنها را در وبلاگ خودم منتشر کرده ام.

فردی به نام آقای منصور کیانی که خداوند انشاا... به راه راست هدایتش کند کتابی نوشته در نقد کرامات عارف به حق شیخ رجبعلی خیاط رحمت الله 
با نام عارف سازی و معرفت سوزی
که انسانهای آگاه مثل دوست عزیزم نویسنده وبلاگ شجره طیبه آن را به درستی و با نهایت دقت محکوم میکنند،خداوند خیرشان دهد.

امام خمینی(ره) به فرزندش حاج احمد آقا می فرمود: پسرم! آنچه در درجه اول به تو وصیت می کنم آنست که انکار مقامات اهل معرفت نکنی،که این شیوه جاهلان است و از منکرین مقامات اولیاء بپرهیزی،که اینان قطّاع طریق حق هستند.


ادامه مطلب

عبدالله بن مبارک بن واضح حنظلی در سال 118هـ.ق در منطقه "مرو" از توابع خراسان قدیم دیده به جهان گشود. مادر حضرت عبدالله بن مبارک از قبیله خوارزم بود. در مورد چگونگی ازدواج پدر و مادر عبدالله، در برخی روایات آمده است که پدر عبدالله در باغ یکی از رؤسای قبایل به نام «قاضی نوح بن مریم» مشغول کار بود، نوح بن مریم دختری بسیار صاحب جمال و کمال داشت که در بین بزرگان و اشراف خواستگاران متعددی داشت. روزی نوح بن مریم به باغ خود رفت و از باغبان- پدر عبدالله- خواست تا خوشه ای انگور برایش بیاورد. او برایش یک خوشه انگور ترش آورد. نوح ناراحت شده و خطاب به اوگفت: هنوز فرق انگور شیرین و ترش را نمی دانی؟! چرا انگور ترش آوردی؟!  پدر عبدالله جواب داد: شما به من دستور داده بودید که از انگورها حفاظت نمایم و در مورد خوردن آنها چیزی نگفته بودید، و کسی که نخورده باشد از کجا باید بداند؟! قاضی از این سخن بسیار متعجب شده و از این همه تقوا متأثر شد. لذا دخترش را به ازدواج این باغبان باتقوا درآورد که در نتیجه این ازدواج و از نسل چنین پدر باتقوایی،عبدالله بن مبارک که در علم و تقوا شهره خاص وعام بود پا به عرصه گیتی نهاد. عبدالله در خانه ای که مملو از تقوا و دیانت بود رشد و نمو کرده و در دامان مادری دیندار و باحیا پرورش یافت.


ادامه مطلب


فُضیل بن عیاض در ابتداى جوانى یكى از راهزنان و سارقان و غارتگران و دزدان و بدكاران و هرزه گران و عیّاشان مشهور زمان خود بود كه هر كس ‍ اسم او را مى شنید لرزه بر اندامش می افتاد كه در آن زمان سلطان و خلیفه وقت خود هارون الرشید از دست او ناراحت بود و ترس ‍ داشت .
روزى از روزها سوار بر اسب آمد كنار نهرى ایستاد تا اسبش آب بخورد كه ناگهان چشمش به دختر بسیار زیبائى افتاد كه مشك خود را بدوش گرفته و مى خواست بیاید كنار نهر آب ، آب بردارد. عشق و محبت آن دختر در قلبش رخنه كرد و چشم از آن دختر برنداشت تا وقتى كه دختر مشك را پُر از آب كرد و راه خود را گرفت و رفت . به نوكران و بادمجان دور قاب چین هایش دستور داد تا او را تعقیب كرده و بعد به پدر و مادر و دختر خبر دهند كه دختر را شب آماده كرده و خانه را خلوت نموده زیرا فضیل راغب آن زیبارو گشته فرستاده فضیل پس از تعقیب در خانه را زد و گفته هاى فضیل را به آنها ابلاغ نمود.


ادامه مطلب

این کلیپ داستان توبه یک دختر خانمی است که بد حجاب بوده و اهل گناه



 بی شک تمام اعمال انسان چه حسنه و چه غیرحسنه از کوچک و بزرگ در نزد پروردگار متعال ثبت می گردد و این ثبت و ضبط نمودن ها توسط ملائکی صورت می پذیرد.برای ثبت ثواب نماز نیز فرشته ای در نظر گرفته شده است و برای گرفتن حواله ی پاداشِ مومنینِ نمازگزار فرشته ای دیگر!


ادامه مطلب


ابوالحسن توحیدی‌امین عارف، شاعر و ادیب معاصر متخلص به طوطی و مشهور به طوطی همدانی به سال ۱۲۸۱ شمسی در همدان متولد شد و در سال ۱۳۶۶ شمسی درگذشت.

طوطی همدانی، فرزند میرزا ابوالمحسن و متولد همدان است. پس از تحصیل مکتب‌خانه‌ای، چند سالی را هم مقدمات علوم دینی و قدیمه را تحصیل کرد و در ۲۰ سالگی روانه تهران شد در آنجا از آیت‌الله شاه‌آبادی و آیت الله شفیعی بهره‌ها برد و آشنایی کوتاه او با عارف حکیم شیخ ابراهیم امامزاده‌زیدی موجب تحول اساسی در وی و پختگی اشعار عرفانی او گشت. بعدها سالها در شهر ری بسربرد و از راه خیاطی امرار معاش می‌کرد و همواره در مسیر علم و معرفت بود. وی به سال ۱۳۶۶ شمسی درگذشت و در جوار حرم امامزاده طاهر شهر ری دفن شد.

از وی اشعاری عرفانی معنوی به سبک عراقی و مدایح و مراثی اهل بیت بجا مانده‌است.

سال‌ها در بحر فكرت غوطه‌ور گشتم كه گشت

طوطی طبعم به گلزار معانی نغمه‌زن

مدح و ذمّ کس نگفتم هیچ‌گه در عمر خویش

کُوس استغنا زدم بر خلق در سرّ و عَلن

اثار وی تاکنون چند بارها چاپ و منتشر گردیده‌است. در سال ۱۳۸۱ کتابچه شعری پندنامه طوطی همدانی در ۵۵ صفحه به اهتمام محمود توحیدی‌امین و در ۱۳۸۴ قسمتی از دیوان طوطی در ۵۰۴ صفحه توسط انتشارات سروش چاپ گردید. دیوان جذبه عشق شامل مجموعه غزلیات عرفانی طوطی همدانی در ۲۱۶ صفحه به سعی و اهتمام محمود توحیدی‌امین توسط انتشارات گوهر منظوم چاپ و منتشر گردید. کلیات دیوان طوطی همدانی در ۸۰۰ صفحه تنظیم و درحال چاپ است.


حاج میرزا احمد عابد نهاوندی مشهور به حاج مرشد چلویی، شاعر متخلص به ساعی و از عارفان معاصر، که در حدود نودسالگی در سال ۱۳۵۷ شمسی درتهران درگذشت.

وی در بازار تهران جنب مسجد جامع، طباخی داشت و برای عموم سخنرانی‌های هفتگی برپا می‌داشت. چون با مردم با زبان شعر و پند و اندرز برخورد می‌کرد به حاج مرشد معروف بود. تنها نسخه دیوان اشعار عرفانی ساعی در زمان خود در آتش سوزی مغازه‌اش سوخت از این رو پس از تدوین اشعار بجامانده به دیوان سوخته مشهور شد. او اجازه چاپ اشعار خود را نمی‌داد، پس از درگذشت او تاکنون چندبار چاپ شده‌است.

حاج مرشد با بزرگان معنوی چونشیخ رجبعلی خیاط، طوطی همدانی و حاج اسماعیل دولابی ارتباط دوستانه داشت.

از اشعار اوست:

کو آن کسی که کار برای خدا کند؟

بر جای بی‌وفایی مردم وفا کند

هرچند خلق سنگ ملامت بر او زنند

بر جای سنگ نیمه شبها دعا کند

وی در حدود نودسالگی در ۲۵ شهریور ۱۳۵۷هجری شمسی در تهران درگذشت. قبر وی در جنب ابن بابویه تهران داخل مسجد ماشاالله است. این بیت شعر از او بر سنگ عمودی بالای قبر وی نوشته شده‌است:

همچو ساعی از دو عالم درگذر

تا شوی از آفرینش باخبر


قدوه السالکین مرحوم حاج محمد صادق مشهور به تخت فولادی از عرفای بزرگ قرن سیزدهم و استاد سیر و سلوک مرحوم حاج شیخ حسنعلی رحمة الله علیه در اواخر سلطنت فتحعلیشاه قاجار زندگی می کرده اند در اوایل جوانی به کار رنگرزی اشتغال داشته و به کمک چند شاگرد کارگاه رنگرزی را اداره میکرده اند. عادت آن مرحوم در جوانی این بود که با وجود ناامنی حاکم به شهر هر روز عصر با شاگردان برای تفریح از شهر اصفهان خارج می شدند.روزی به هنگام غروب که از دروازه شهر به طرف شهر باز می گشتند، در بین راه در قبرستان تخت فولاد از دور چشمشان به پیرمردی می افتد که سر بر زانوی تفکر نهاده و در خود فرو رفته بود مرحوم حاجی به شاگردان خود می گویند: هنوز تا غروب وقت زیادی است برویم و قدری با این پیر شوخی و مزاح کنیم پس از فرا رسیدن غروب به شهر باز می گردیم . به پیرمرد نزدیک می شوند و سلام می کنند پیرمرد سر برداشته جواب سلام می دهد و دوباره سر به زانو می گذارد. می پرسند اسم شما چیست ؟ از کجا آمده اید؟ چکاره هستید؟ پیر جوابی نمی دهد، مرحوم حاجی با ته عصایی که در دست داشته به شانه پیرمرد می زنند و می گویند: انسانی یا دیوار که هر چه با تو صحبت می کنیم جوابی نمی دهی ؟ باز هم جوابی نمی شنوند.

 


ادامه مطلب


ابوبکر محمد بن سیرین از نامدارترین خواب‌گزاران مسلمان در سده‌های میانه بود.

پیشه او بزازی بود و از تابعین مشهور است. تابعین افرادی هستند که پیامبر اسلام را ندیده ولی با اصحاب او معاشرت داشته‌اند.

ابن سیرین پس از طی مقدمات علوم، به سفر روی آورد و در شهرهای مختلف سرزمین عربستان همچون مکه، کوفه و همچنین در تیسفون به گردآوری حدیث پرداخت. وی همچنین درمدت چهار سال اقامتش در دمشق به بازرگانی اشتغال داشت.در صحاح ششگانه اهل سنت از ابن سیرین به عنوان فقیهی صاحب رای یاد شده. او همچنین در میان رجالیون از افراد ثقه‌است. از ابن سیرین دست‌نوشته‌هایی به جای مانده‌است که از میان آنها می‌توان به الحیوان جاحظ اشاره کرد.

ابن‌سیرین جوانی پاک و مخلص بود که خدا جمال زیبا به او داده بود . شاگرد بزاز بود. یکی از مشتریان زنی بود که شیفته جمال وی شده بود وشهوت بر آن زن غلبه کرده بود، هر روز که می‌رفت، پارچه می‌خرید، شعله شهوت او زیادتر می‌شد. یک روز رفت، چند طاقه پارچه خرید - شیطان هم حمایت و کمکش کرد – به بزاز گفت: من نمی‌توانم بیاورم، بده شاگردت بیاورد.


ادامه مطلب


بابا رستم بختیاری یک ار عارفان مشهور قرن سیزدهم قمری است که در ابتدای دوره قاجاریه می زیست. وی  که با نام  رستم بیک نیز شهرت دارد ، یکی ازمشایخ سلسه چشتیه بود. « وی سیدی از افراد ایل بختیاری بود که ابتدا لشگری بود و در قوای نظامی اشتغال داشت اما به وادی سیر و سلوک قدم نهاد »(1 )و به مراتب بالای عرفان و معنویت دست یافت. بابا رستم پس از خروج از منصب نظامی گری،  در شهر اصفهان سکونت اختیار کرد و در تکیه «  مادر شازده » یا تكیه شیخ محمد تقی رازی تخته فولاد که در بخش جنوب غربی تخت فولاد و شمال تكیه خوانساری قرار دارد ، بسر می برد.  اصل تكیه به پیش از دوره قاجار می رسد. اما وقتی مریم بیگم دایه سیف الدوله سلطان محمد میرزا  فرزند فتحعلی شاه حاکم اصفهان در سال 1246 قمری وفات یافت این تکیه و مقبره برای وی ساخته شد. به همین خاطر تکیه به نام « مادر شاهزاده » مشهور است. این تکیه و بسیاری از تکایای دیگرموقوفاتی داشتند که در آمد حاصله از انها صرف تامین هزینه های نگهداری این تکایا و همچنین پرداخت حقوق خادمان و نگهبانان می شد. به همین خاطر این تکایا می توانست جایی برای سکونت ، زهد ، عبادت و ریاضت باشد. نقل می کنند برخی از این تکیه ها دارای دخمه هایی بودند که جایگاه عرفا و صوفیان بود. در تکیه مادر شاهزاده نیز  چله خانه وجود داشت که در سمت غربی تكیه قرار دارد كه در آن اهل دل 40 روز به روزه و عبادت می‌نشستند.  در کتاب « تاریخ اصفهان » از  بابا رستم ، با نام رستم بیک یاد می شود که از مشایخ سلسله چشتیه بود و در مقبره شاه سید علی اکبر قمیشه مدفون است.( در 18 کیلومتری شمال شرقی شهرضا در حاشیه جاده اصفهان – شهرضا)  پس از مرگ بابا رستم ، حاج میرزا صادق تخت فولادی جانشین وی گردید.


رجبعلی نکوگویان (زادهٔ ۱۲۶۲، تهران - درگذشتهٔ ۲۲ شهریور ۱۳۴۰، شهر ری)، مشهور به شیخ رجبعلی خیاط از عارفان مشهور است. پدرش، مشهدی باقر، پیشه‌ور بود. رجب علی نکوگویان در روز دهم شهریور ۱۳۴۰ هجری شمسی و در سن ۷۸ سالگی درگذشت. او را از عارفان و اهل باطن دانسته‌اند و گفته شده که توانایی شناسایی باطن افراد (در اصطلاح شیعی : چشم برزخی) را داشته است. قبر او در ابن‌بابویه تهران است.

رجبعلی نکوگویان دارای ۸ فرزند، شامل: پنج پسر و چهار دختر بود که یکی از دخترانش در کودکی از دنیا رفت. رجبعلی نکوگویان در عالم سیاست نبود، اما با رژیمپهلوی و سیاستمداران حاکم آن به شدت مخالف بود. وی مرید پیرمراغه محبوب‌علی‌شاه بوده و از او اجازه دستگیری داشته است .زندگی‌نامه و گفته‌های شیخ توسط محمد محمدی ری‌شهری در چند کتاب به رشتهٔ تحریر درآمده است.



آی‌کی‌دو یک هنر رزمی ژاپنی است. بنیان گذار این هنر رزمی، موریهه اوشیبا نام دارد که در ۱۴ دسامبر سال ۱۸۸۳ به دنیا آمد، و اغلب به او لقب استاد بزرگ را دادند.

به صورت فیزیکی آیکیدو هنری است که شامل برخی از گرفتن‌ها در محل اتصال مفصل‌ها است که از جوجیتسو مشتق شده و همچنین برخی دیگر از تکنیک‌ها و گرفتن‌های دیگر که از کنجیتسو ناشی شده‌است. تمرکز ورزش آی‌کی‌دو در مشت و لگدزدن به حریف نیست، بلکه با استفاده از انرژی حریف برای بدست آوردن کنترل حریف(ها) یا دور کردن آن‌ها از خود است. آی‌کی‌دو یک هنر ایستا نیست، بلکه تاکید فراوانی بر حرکات و جنبش‌های داینامیک دارد.


 


ادامه مطلب


شیخ حسنعلی اصفهانی که به واسطه سکونت سالهای پایانی عمر در روستایی بنام نخودک در نزدیکی مشهد مقدس ، مشهور به شیخ حسنعلی نخودکی بود . (زاده: ۱۲۴۱ اصفهان - درگذشت: ۷ شهریور ۱۳۲۱، مشهد( فقیه، فیلسوف و از عرفا و اخلاقیون بزرگ شیعه در قرن چهاردهم هجری است. شیخ حسنعلی اصفهانی(ره)(نخودکی) فرزند علی اکبر فرزند رجبعلی مقدادی اصفهانی(ره)، در خانواده زهد و تقوی و پارسائی چشم به جهان گشود،


ادامه مطلب


سید ابوالحسن حافظیان )زاده:۱۲۸۲ مشهد - درگذشت: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۰ مشهد) از نویسندگان و عرفای معاصر شیعه بود. وی از کودکی به توسط پدرش که او نیز به عرفان علاقمند بود حسنعلی نخودکی اصفهانی (ازعرفای معاصر شیعه و مقیم مشهد) آشنا گردید و در دروس وی حاضر شد. سید موسی زرآبادی و سید مظهر حسین هندی از دیگران استادان وی بودند. سال‌ها در یکی از حجره‌های فوقانی صحن عتیق رضوی (صحن انقلاب)- حجره‌های رو به قبله، در سمت شمال شرقی- به عبادت و ریاضت اشتغال داشت . وی بدلیل بیماری فصول سرد سال را به هند عزیمت می‌نمود که حاصل آن ترویج و گسترش اسلام در آن سامان و از جمله کشمیر بود. قمر غفار ریاست دانشگاه زبان و ادب فارسی دهلی نو معتقد است که حافظیان در کنار میر سید علی همدانی نقش موثری در گسترش اسلام در کشمیر داشته‌است. وی لوح محفوظ را در تپه «صوفی پوره» واقع در دامنه کوه ترال کشمیر، استخراج کرد. وی که در هند با دختری ایرانی که پدرش استاد دانشگاه بود (پروفسور میرزا علی‌نقی شریفی از اساتیددانشگاه بمبئی و ز نوادگان می‌رسید علی همدانی) ازدواج کرده و پس از سقوط رضاخان به ایران بازگشت.


ادامه مطلب

  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •