تبلیغات
وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا - مطالب جواد بشیری

وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا

عاقبت روزی مغرب محومشرق میشود

 نامه هاى بسیار زیاد و تكان دهنده در مورد این كتاب به ما رسیده كه فقط یك نمونه آن را بدون هیچ گونه تغییر و حتّى بدون ویرایش در اختیار خوانندگان عزیز قرار مى دهیم

به نام خداوند متعال

به نام خداوندى كه جوانان را آفرید و به نام خداوندى كه تمام انسان ها را پاك آفرید.

اجازه بدهید همان طور كه قول داده بودم و بدون مقدّمه سرگذشت خود را برایتان ذكر نمایم تا در اختیار جوانان قرار گیرد:

من جوانى هستم 19 ساله. در نوجوانى بسیار علاقه مند به قرآن و امام عزیزمان (ره) بودم و هم اكنون نیز مى باشم. در این دوران (نوجوانى) از نگاه كردن به نامحرم بسیار نفرت داشتم و آن را گناه فراوان مى پنداشتم و اصلا نگاه بد نمى كردم.

از موقعى كه پا به دوران بلوغ گذاشتم و وارد دبیرستان شدم تغییرى در من ایجاد شد و كم كم شیطان در من نفوذ نموده و مرا از راه راست منحرف كرد به طورى كه نگاه كردن به نامحرم برایم عادى شده بود. با دوستان بد آشنا شدم و آنان نیز مرا به عادتى كه 4 سال دامنگیر من بود اُنس دادند. 4 سال دبیرستان این عادت شوم جنسى را ادامه دادم و اُفت تحصیلى غیر قابل انكارى در من به وجود آمد كه كاملا قابل احساس بود. در دوران راهنمایى شاگرد ممتاز كلاس بودم ولى دبیرستان بدون باور تجدیدى آوردم. 4 سال از خداوند دور ماندم، 4 سال فرد پستى بودم، 4 سال از خود نیز غافل بودم. در طى این 4 سال همه چیز خود را از دست دادم و از جمله سلامتى ام را. تمام علائم این عمل در من ظاهر شد: لاغرى بدن، سستى بدن، كم خونى، كم شدن حافظه، كم شدن هوش، لرزش دست، ضعیف شدن چشم و...

سال چهارم دبیرستان از خواب غفلت بیدار شدم و مى كوشیدم كه این عمل را ترك نمایم ولى سعى ام بى فایده بود. 2 الى 3 روز تحمّل مى كردم ولى باز نمى توانستم نجات پیدا كنم و دوباره این عمل شوم را انجام مى دادم. تابستان 70 تمام تلاش خود را براى ترك این عمل كردم ولى نمى توانستم این عمل را ترك كنم. به خداوند و امامان معصوم و امامزاده ها پناه آوردم و به تلاوت قرآن قبل از اذان گوش مى دادم و گریه مى كردم. در آن لحظات مى خواستم خون گریه كنم ولى قطره اشكى بر گونه هایم نمى بارید. مى خواستم درد دل كنم امّا با چه كسى؟

در همان لحظه تلاوتِ قرآن با خداوند صحبت مى كردم و از او كمك مى خواستم و تا 2 الى 3 روز این عمل را انجام نمى دادم ولى بعد از 3 روز به این عمل دست مى زدم، سپس گریه مى كردم و به حمّام مى رفتم و غسل مى نمودم و دوباره تصمیم مى گرفتم این عمل را انجام ندهم. نمى دانید در آن لحظاتى كه این عمل را انجام نمى دادم یا تصمیم در ترك این عمل مى گرفتم چه احساسى داشتم؟ آن قدر خوشحال بودم كه گویا خداوند تمام گناهانم را بخشیده است!؟ ولى لعنت بر شیطان...

خلاصه هر روز غروب نزدیك اذان به تلاوت قرآن گوش فرا مى دادم و همراه آن گریه مى كردم و از خداوند كمك مى خواستم و به او پناه مى آوردم و بعد از اذان، نماز مى خواندم و دعا مى كردم كه خداوند تمام جوانانى را كه معتاد به این عمل هستند نجات دهد از جمله خودم.

به دوستان خود نگاه مى كردم كه چه پیشرفت هایى داشتند ولى من بر عكس، سیر نزولى را طى مى كردم. در كنكور سال 70 پذیرفته نشدم و علّت را همین اعتیاد مى دانستم. لطف خداوند هیچ گاه بر روى بنده اش بسته نمى شود. بله، بالاخره خداوند لطفى در حق من نمود و یك روز در كتابخانه با كتابى به نام «مشكلات جنسى جوانان» آشنا شدم و آن را خریدارى نمودم. این كتاب، همان كتاب نجات بود، همان كتابى كه مرا از مرگ پستى نجات داد، همان كتابى كه بیشتر جوانان را نجات مى دهد و به طور حتم كتابى كه اگر جوانان به دستورات آن عمل كنند از این اعتیاد نجات پیدا مى كنند. خدا را شكر مى كنم كه لطفى در حق این بنده پست و حقیر نمود و او را از مرگ حتمى و مرگ همراه با پستى نجات داد.

تمام مطالب كتاب را خواندم و دستورات ده گانه آن را موبه مو اجرا كردم و در ضمن اجراى دستورات كتاب، نماز را به موقع و سروقت مى خواندم و بعد از نماز دعا مى كردم كه خداوند تمام جوانان معتاد به این عمل را نجات دهد و آیة الكرسى را آن قدر در روزهاى متوالى تكرار مى كردم كه از حفظ شده و تا فكر گناه به سرم مى آمد آیة الكرسى را مى خواندم و تأثیر آن را به وضوح و آشكار ملاحظه مى نمودم.

در ضمن دو آیه «وَاِذا فَعَلُوا فاحِشَةً اَوْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ، ذَكَرُو الله، فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبُ اِلاّ الله، وَلَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ». و «اِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوا اِذا مَسَّهُمْ طائفُ مِنَ الشَّییْطانِ تَذَكَّرُوا فَاِذاهُمْ مُبْصِرُونَ». را در همان موقع مى خواندم و به طور كلّى این فكرهاى فلاكت بار از ذهنم خارج مى شد. خواندن این دو آیه بسیار مؤثّر مى باشد.

ابتدا تصمیم گرفتم، سپس از نگاه كردن به زنان و دختران چشم پوشیدم (بسیار مهم است) و برنامه اى فشرده در طول روز ترتیب مى دادم كه اصلا وقت براى این كار نداشته باشم و... كه مو به مو و كامل در كتاب «مشكلات جنسى جوانان» توضیح داده شده است. اوّلین بار ایمانم را قوى كردم و از خداوند كمك خواستم كه مهم تر از بقیه مى باشد. من به آن جمله اى كه در آخر این كتاب ذكر شده بود ایمان داشتم:

«ما اطمینان كامل داریم جوانان اگر یك ماه دستورات كتاب را اجرا كنند از این اعتیاد نجات پیدا مى كنند».

خلاصه بعد از چند بار تصمیم گرفتن موفق شدم كه این عمل را ترك كنم و نجات یابم و الآن كه این نامه را مى نویسم دو ماه از ترك این عمل مى گذرد. نمى دانید وقتى یك ماه تمام شد چه احساسى داشتم و چقدر خوشحال بودم، دو ركعت نماز شكر خواندم و تا الان نیز دو ركعت نماز شكر مى خوانم و از خداوند مى خواهم كه این احساس را در تمام جوانان معتاد جنسى ایجاد كند (ان شاءالله).

جوانانى كه به این عمل دست مى زنند اگر بدانند كه چه عواقب شوم و تاریكى آنها را دنبال مى كند و آنها را هلاك خواهد كرد، اگر تصمیم بگیرند كه آن را ترك كنند و دستورات كتاب نامبرده را اجرا كنند مطمئن باشند كه بعد از یك ماه اجراى دستورات و دست نزدن به این عمل حتماً نجات پیدا خواهند كرد و آن احساس را به دست خواهند آورد. (ان شاءالله)

دلم مى خواهد فریاد بكشم و به تمام انسان ها بگویم من از مرگ نجات پیدا كردم، نه از مرگِ حق، از مرگ همراه با پَستى و بدبختى.

دلم مى خواهد خون گریه كنم، نه گریه حاكى از شكست، گریه خوشحالى و پیروزى كه از ته دل بیرون آید.

دلم مى خواهد به طبیعت بنگرم، زیرا آن قدر زیبا شده است كه حدّ ندارد.

دلم مى خواهد با خانواده بیشتر حرف بزنم و بخندم، زیرا تا دو ماه پیش چنین خنده اى كه از ته دل است در لبانم ظاهر نشده بود و خیلى كم حرف مى زدم.

خدایا تو را شكر مى كنم كه لطفت را از بنده اى كه از تو دور مى شد، دریغ نداشته اى.

خدایا تو را شكر مى كنم كه حقیقت را به من نشان دادى و كمك كردى به حقیقت بپیوندم.

جوانان عزیز! آینده سازان كشور! بكوشید اگر پاك هستید، همیشه پاك باشید و اگر پاك نیستید، پاك شوید و كتاب «مشكلات جنسى جوانان» را مطالعه نمایید و دستورات را اجرا كنید، مطمئن باشید اگر معتاد هستید نجات پیدا خواهید كرد و باید مطمئن باشید زیرا در لحظات آخر نجاتم چنان امیدى در من ایجاد شده بود كه مى دانستم حتماً نجات پیدا خواهم كرد.

جوانان عزیز! اگر تصمیم گرفتید كه این عمل را ترك كنید و نتوانستید، دوباره تصمیم بگیرید و اصلا ناامید نشوید و نگویید كار از كار گذشته، نه اگر خیلى هم به این عمل دست زده اید ولى با تصمیم هاى مكرّر مى توانید حتماً پیروز شوید. آن قدر تصمیمتان را تجدید كنید تا شاهد پیروزیتان باشید

ان شاءالله و حتماً شاهد خواهید بود. تصمیم بعدى را محكم تر بگیرید.

در ضمن، مطالعه كتاب «بهترین راه غلبه بر نگرانى ها و ناامیدى ها» مفید و سودمند است. (انتشارات نسل جوان).

* * *

و امّا شما اى مردان پاك! شما كه با چاپ كردن این كتاب ها، جوانان زیادى را از مرداب هاى خطرناك نجات دادید و نجات مى دهید مى دانم كه احتیاج به سپاسگزارى ما جوانان ندارید ولى اجر و مزدتان را از خداوند منّان دریافت خواهید كرد.

خدایا، ما جوانان را كمك و مدد كن كه در ترك این اعتیاد پیروز و سربلند بیرون آییم.

خدایا ما جوانان را راهنمایى فرما كه بدانیم آن قدر ارزش داریم كه نباید تن به كارهاى خلاف بدهیم و نباید نگاه آلوده به نامحرم بكنیم، زیرا با این كارها خیلى كوچك و پست مى شویم.

خدایا مى دانم با انجام این عمل حافظه و هوشم را بسیار از دست داده ام، از تو مى خواهم آن حافظه و هوش قبلى را در من پدیدار نمایى و مطمئنم اگر به تو پناه آورم حتماً حافظه و هوش اوّلیه ام را به دست خواهم آورد. پس به تو پناه مى آورم اى ارحم الراحمین.

خدایا خودت ما جوانانى كه این عمل را ترك كردیم كمك كن تا ضررهاى قبلى را به راحتى جبران نماییم.

خدایا توبه اعمال گذشته ام را بپذیر و كمكم كن كه دیگر به این عمل جانسوز مبتلا نشوم و همه جوانانى كه مى خواهند مثل من روزى از زنجیر طغیان این غریزه نجات یابند، نجات ده كه تمام امور به دست خودت است.

خدایا به همه كسانى كه سعى در راهنمایى جوانان دارند مدد رسان و كمك كن كه بهتر بتوانند این كار خداپسندانه را انجام دهند و آنها را وارد بهشت جاوید بگردان.

خدایا شكر، شكر، شكر، صد هزار مرتبه شكر.

خدانگهدار و التماس دعا

كوچك شما......

 


 راه ها و دستورهاى پیشگیرى

اكنون كه این حقایق روشن شد توجه عمیق همه جوانان عزیز را به نكات زیر جلب مى كنیم، براى پیشگیرى از بروز این عادت و اگر خداى نكرده آلوده شده اند براى درمان آن:

گام نخست

1- نخستین مطلبى كه مبتلایان باید به آن توجّه كنند این است كه این عادت شوم جنسى با تمام آثار مرگبارى كه دارد قابل معالجه و درمان است، و به گواهى پزشكان و بسیارى از افرادى كه آلوده بوده اند اگر از طریق صحیحى وارد شوند مانند هر عادت و اعتیاد غلط دیگر به طور حتم برطرف خواهد گردید.

قابل توجّه این كه بیشتر آثار شومى كه به واسطه آن به وجود آمده در مدت نسبتاً كوتاهى پس از قطع آن برطرف خواهد گردید، زیرا نشاط و نیروى جوانى مى تواند بیشتر ضایعات گذشته را جبران نماید (نمى گوییم همه آن را، مى گوییم، بیشتر آن را) و همان طور كه زخم هاى تن كودكان و جوانان خیلى زود التیام پیدا مى كند آثار سوء این عمل نیز پس از بیدارى (در صورتى كه به موقع متوجّه شوند) در مدّت نسبتاً كمى برچیده خواهد شد.

آن دسته از جوانان مبتلا كه از بهبودى خود مأیوس و یا در تردیدند سخت در اشتباه هستند، و همین یأس و تردید بزرگ ترین سد راه آنهاست (دقت كنید).

بنابراین نخستین و لازم ترین موضوعى كه آنها باید به آن توجه و ایمان داشته باشند همان امكان سریع ترك این عادت شوم و ننگین و رهایى یافتن از بسیارى عواقب آن است.

اكنون كه گام نخستین برداشته شد و با ایمان و امیدوارى كامل به سوى درمان این مبتلایان پیش مى رویم باید خود را براى به كار بستن نخستین دستور آماده كنند.

* * *

مهمتر از آنچه تصوّر شود

2- پزشكان عموماً معتقدند براى ترك هر نوع اعتیاد قبل از هر چیز اراده و تصمیم لازم است، تصمیمى قاطع و جدى و محكم.

ممكن است شما این موضوع را یك موضوع ساده و معمولى تلقى كنید امّا ما به شما مى گوییم بیش از آنچه تصوّر نمایید این موضوع مهم و مؤثّر است.

براى گرفتن تصمیم باید نخست به زیان هاى ادامه این عمل خطرناك اندیشید و آنچه از زیان هاى آن در بحث هاى گذشته یادآور شدیم با دقت چندین مرتبه از نظر گذراند. و عواقب شومى كه در انتظار معتادان است در نظر مجسم ساخت، و با توجّه به شخصیت و قدرت فوق العاده اى كه در هر انسانى نهفته شده - مخصوصاً در جوانان - باید تصمیم گرفت، تصمیمى آهنین و خلل ناپذیر.

حتماً مى دانم در این جا بعضى از جوانان مبتلا، به من ایراد مى كنند كه «ما قادر به تصمیم گرفتن هم نیستیم و نیروى تصمیم از ما سلب شده، بارها تصمیم گرفته ایم و باز هم شكسته ایم»!

ما به این ایراد شما كاملا توجّه داریم امّا شما هم به پاسخ ما كاملا توجّه و دقّت كنید:

من از این گونه افراد مى پرسم: «آیا هرگز شده در پیش روى پدر و مادر و برادر، دبیر و یا شخص محترم دیگرى آشكارا دست به این كار بیالایید هر قدر هم (مثلا) ناراحت باشید؟...

حتماً خواهید گفت: نه.

مى پرسم چرا؟

مى گویید آخر چنین كارى شرم آور است!

مى گوییم: معناى سخن شما این است چون این كار شرم آور است ما تصمیم گرفته ایم در پیش روى آنها انجام ندهیم!

این موضوع به خوبى ثابت مى كند كه شما هرگز آن طور كه خیال مى كنید بى اراده و بى اختیار به سوى این عمل كشانده نمى شوید، اگر بى اختیار و فاقد اراده بودید براى شما حضور این افراد و عدم آن كوچك ترین تفاوتى نداشت!

شما باید بكوشید این «اراده نیرومند خود» را كه در چنین مواردى به كار مى اندازید به همه جا گسترش دهید، این سرمایه در وجود شما هست پس چرا از آن استفاده نمى كنید؟

این را هم فراموش نكنید كه خدا در همه جا حاضر و ناظر اعمال شماست و شما در همه جا در حضور او هستید آیا شایسته است در حضور چنین پروردگارى دست به چنین آلودگى بزنید؟!

جالب توجّه این كه در یكى از سخنان پیشوایان بزرگ اسلام امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم: روزى یك نفر به خدمتش عرض نمود: بیچاره فلان كس مبتلا به «یك نوع انحراف جنسى» شده (نوع دیگرى غیر از این عادت) و از خود هیچ گونه اراده اى ندارد!

حضرت با عصبانیت فرمود: چه مى گویى؟! آیا حاضر است این عمل را پیش روى مردم هم انجام دهد؟!

عرض كردند: نه.

فرمود: پس معلوم مى شود به اراده و اختیار خود اوست...

و امّا این كه بعضى مى گویند: «بارها تصمیم گرفته ایم و شكسته ایم» ما به این افراد صریحاً اعلام مى كنیم: شكستن تصمیم به معناى از بین رفتن همه آثار آن در وجود انسان نیست، همین تصمیم شكسته شده رسوباتى در اعماق دل و روح انسان باقى مى گذارد و زمینه را براى تصمیم نهایى بیش از گذشته، آماده مى سازد (دقت كنید).

اجازه بدهید مثالى براى شما بیان كنم:

بسیارى از اوقات انسان مى كوشد با پاى خود از كوهى بالا رود و یا با اتومبیل از یك سر بالایى تند بگذرد، دفعه اوّل و دوّم و گاهى دفعه دهم عقب گرد مى كند و نمى تواند، ولى آخرین بار موفق مى شود و از آن مى گذرد، این سخن به این معنا نیست كه در دفعات اوّل هیچ كارى انجام نداده بلكه هر دفعه كه براى عبور از این راه دشوار اقدام نموده و عقب رفته به طور ناخودآگاه یك مقدار آمادگى آموخته و ذخیره كرده و بالاخره در پایان پیروز شده است.

دانشمندان مى گویند براى حفظ یك قطعه شعر یا نثر ممكن است در نخستین بار 5 مرتبه تكرار آن لازم باشد، و پس از مدّتى ممكن است فراموش گردد امّا براى حفظ آن در دفعه آینده مسلّماً 5 مرتبه تكرار لازم نیست ممكن است سه مرتبه هم كافى باشد. یعنى رسوبات تصمیم ها و یادگیرى هاى گذشته همواره در روح انسان باقى مى ماند. مسائل مربوط به روان انسان همه از این قبیل است.

بنابراین اگر ده بار هم تا كنون تصمیم گرفته اید و شكسته اید هم اكنون آماده یك تصمیم قاطع و جدّى و آهنین براى ترك هر نوع اعتیاد غلط شوید و تمام نیروهاى معنوى خود - مخصوصاً ایمان به خدا - را بسیج كنید و این گفتار پیشواى بزرگ ما على(علیه السلام) را فراموش نكنید آن جا كه مى فرمود: «افراد با ایمان همچون كوه سرسخت و با استقامتند».

اكنون كه تصمیم نهایى خود را گرفتید دستورات دیگر آینده را دقیقاً به كار بندید.

دستورهاى ده گانه

 


 

«مى خواهم خون گریه كنم امّا قطره اشكى مژگان مرا مرطوب نمى كند؟

مى خواهم فریاد بكشم امّا آه هم از سینه بر نمى خیزد.

مى خواهم بیندیشم امّا به چه چیز؟ به كدام بدبختى و نافرجامى؟ مگر مغز اندیشمندى هم در برابر این ناملایمات برجا مى ماند؟!

بیچاره و تنها، ویلان و سرگردان، هراسان و بیمناك از آنچه هستم و خواهم بود، متنفر از همه كس و همه چیز و از این محیط آلوده و ننگین!

21 ساله هستم، ده سال تمام از حساس ترین ایّام عمرم را «تنهاى تنها» گذراندم، ناملایمات زندگى و رنگ هاى زننده چهره اجتماع مرا فوق العاده رنج مى دهد...

نفهمیدم چه شد چند سال قبل كه هنگام مطالعه كتابى بى اراده به یك عادت شوم جنسى آشنا شدم، آن موقع گذشت و كسى به من نگفت كه جوانى چه دوران حساس و خطرناكى است؟ اندام هاى برهنه زنان و دخترانى كه در آتش شهوت و هوس مى سوختند به هیجان درونى من دامن مى زد.

بلى من عادت كردم و اكنون مریض جسمى هستم و روحم نیز بیمار شده است، دارم به ورطه جنون پا مى گذارم آن قدر ناراحتم كه در اندیشه نمى گنجد...

مرا از طول دادن نامه ببخشید این ناله ها و استغاثه ها از من نیست كه به گوش شما مى رسد مى دانم بسیارى از جوانان مثل من بیچاره اند.

ناگفته نماند در اوان جوانى در سنین 16 یا 17 سالگى بود ه دو مرتبه به خودكشى دست زده ام. امّا اجازه مردن هم به ما بیچاره ها نمى دهند! اكنون خیلى ضعیف شده ام و مدّت كوتاهى است كه با كمال معذرت بى اراده از من قطرات... دفع مى گردد! اكنون در میان طوفان مرگبارى به این سو و آن سو مى روم، شاید هم یك سویش نابودى باشد!...

استدعا دارم مرا نجات دهید، خواهش مى كنم جوابم را خیلى سریع لطف كنید اگر ممكن شود به وسیله پست، حتّى اگر در مجله نسل جوان خواستید جواب بدهید. هر چه زودتر، پیشرفت شما سروران پاكدل و گردانندگان آن نشریه محبوب را كه براى ارشاد امثال من آلوده و پیشگیرى دیگران مى كوشید از خداى یكتا خواهانم.

«س - ب» از مشهد

* * *

مسأله مهم این جاست

به این ترتیب نامه دردآلود و غم انگیز دیگرى را كه مربوط به جوان گرفتارى است كه از ذكر نام صریح او خوددارى مى شود، ورق زدیم و صحنه دیگرى از صحنه هاى اندوهبار این اجتماع آلوده را از نظر گذراندیم.

اكنون اجازه دهید رشته سخن را درباره عادت شوم و خطرناك «استمنا» یا MASTURDATION و چگونگى مبارزه با آن  را دنبال كنیم، شاید بتوانیم این سیلاب خطرناك را تا حدودى مهار كنیم.

یكى از اشتباهات بزرگ در این مسأله حساس این است كه عده اى از پزشكان، در برابر متخصصانى كه سال ها در این باره مطالعه نموده و آثار شوم این عادت زشت را در كتاب هاى خود نوشته اند (و نمونه آن در بحث هاى گذشته از نظر خوانندگان گرامى گذشت) چنین اظهار نظر مى كنند كه:

«ما در پزشكى زیانى براى این عمل ندیده ایم بلكه ترسانیدن افراد از آثار شوم و مرگبار این عمل ممكن است آثار نامطلوبى در روح آنها بگذارد!».

گاهى مى گویند: این عمل با آمیزش جنسى چندان تفاوت ندارد.

متأسفانه همین اظهار نظرهاى بدون مطالعه در تمام جوانب مسأله، سبب سقوط عدّه اى از جوانان در دام این عادت شوم شده است.

پاسخ این سخن را پزشكان مطّلع و وارد چنین مى دهند: این آقایان از یك نكته اساسى در این مسأله غفلت دارند كه: به شهادت «مشاهدات فراوان» و «اعتراف صریح بسیارى از مبتلایان» این عمل، اعتیادآور است، اعتیادى شدید و مرگبار كه افراد را به دنبال خود مى كشاند و به این آسانى دست بردار نیست.

ممكن است یك مرتبه استعمال فلان مادّه مخدّر ضرر زیادى نداشته باشد، ولى باید توجّه داشت خطر اعتیاد در پیش است، اعتیادى كه همه چیز انسان ممكن است در آن دفن شود.

همان طور كه گفتیم متخصّصان این فن در كتاب هایى كه در این زمینه نوشته اند موضوع اعتیادآور بودن این عمل شوم را صریحاً یادآور شده و جوانان را از آن برحذر داشته اند. (دقّت كنید)

نكته دیگرى كه باید به این موضوع اضافه كرد این است كه وسایل آلوده شدن به این عمل بسیار ساده است، یعنى در حقیقت وسایلى نمى خواهد و در هر گونه شرایطى و در همه حال امكان آن هست و كنترلى هم در آن نیست و بدبختانه چون در دوران «طغیان غریزه جنسى» مخصوصاً میان سال هاى 16 تا 20 به سراغ جوانان مى آید خیلى زود ممكن است به صورت یك عادت ریشه دار درآید، در حالى كه آمیزش جنسى هرگز چنین ساده نیست و زن و مردى كه همسر یكدیگرند در شرایط خاصى چنین امكانى را پیدا مى كنند.

كسانى كه زیان هاى آن را دست كم گرفته اند حتماً توجّه به مسأله «اعتیاد» به آن، و سایر اوضاع و احوال خاص این مسأله ننموده اند.

وگرنه چگونه مى توان این حقیقت حسى را انكار كرد كه بسیارى از جوانان آلوده تا سرحدّ مرگ و جنون و ناتوانى مطلق و فلج و از دست دادن همه چیز خود پیش مى روند مگر مشاهدات حسى را مى توان منكر شد؟!

اتفاقاً در میان این دسته بسیارند كسانى كه مى گویند هرگز به زیان این عادت شوم هم آشنا نبودیم و از ضررهاى آن آگاهى نداشتیم بنابراین، مسأله تلقین هم در این جا منتفى است

 


 استمنا قابل كنترل نیست

به هر حال زیان هاى این گونه انحراف بیش از آن است كه در این مختصر شرح داده شود.

و یكى از هولناك ترین خطرات آن این است كه این عادت شوم به هیچ وجه قابل كنترل نیست و با توسعه روزافزون خود، اراده را تضعیف مى كند و به صورت افراطى عجیبى گسترش یافته هر گونه محدودیت را در هم مى شكند.

درست است كه هر گونه افراط در امور جنسى حتى از طریق مشروع (از طریق ازدواج) نیز ممكن است خطرات فراوانى در بر داشته باشد. ولى گذشته از تفاوت هاى اصولى كه میان اشباع طبیعى این غریزه و اشباع از طرق غیر طبیعى وجود دارد (و بعداً تشریح خواهد شد) فراهم شدن شرایط اشباع مشروع و طبیعى آن در همه حال ممكن نیست در حالى كه این عادت شوم نیاز به فراهم شدن شرایط خاصى ندارد و لذا به صورت خطرناكى در زندگى مبتلایان رخنه كرده و ریشه مى دواند.

با توجه به حقایق فوق و با توجه به اهمیّت فوق العاده اى كه این مسأله در سرنوشت جوانان از نظر جسمى، فكرى، اخلاقى و اجتماعى و مذهبى دارد لازم است همه جوانان به دقت نكاتى را كه براى «پیشگیرى» از این عادات شوم اعلام مى كنیم به كار بندند.

مبتلایان نیز باید بدانند كه براى ترك این عادت هیچ موقعى دیر نیست. قبل از هر چیز «تصمیم» و سپس به كار بستن دقیق دستورهایى كه در صفحات آینده این كتاب ذكر خواهد شد لازم است و با انجام این برنامه ترك این عادات مشكل نخواهد بود

 


در هر حال جوانان باید با سرپنجه عقل و فكر خودشان، این پرده هاى جهل و جنایت را كه بر وى حساسترین حقایق مربوط به آنان انداخته شده پاره كنند، و به جاى فرار از درك حقیقت و پناه بردن به مطالبى كه اثرى جز تخدیر و گمراه ساختن افكار آنها ندارد، بنشینند و حقایق حسى و روشنى را كه «حساب دو دو تا چهار تا» را دارد بررسى نمایند و سرانجام این انحرافات مرگبار را با چشم خود ببینند.

ما نخست در این جا گواهى بعضى از پزشكان و محقّقانى را كه سال ها از عمر خود را صرف مطالعه در پیرامون این گونه مسائل كرده اند نقل نموده، و سپس به تجزیه و تحلیل علل روانى و اجتماعى انحرافات جنسى پرداخته، و پس از آن راه مبارزه با این اعتیادهاى ننگین را شرح مى دهیم.

یكى از اطباى معروف در كتاب خود كه درباره زیان هاى عادت ننگین «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشكان را به این شرح نقل مى كند:

«هوفمان» مى گوید: «جوانى را دیدم كه از پانزده سالگى گرفتار این اعتیاد شوم شده بود و تا سن 23 سالگى آن را ادامه داده بود.

او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گردید كه هنگامى كه مى خواست كتابى را بخواند چشمهایش سیاهى رفته سرش درد مى گرفت، حالتى شبیه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگیجه شده بود، حدقه هاى چشم او بیش از حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود درد شدیدى احساس مى كرد».

مشاهدات دكتر هوچین سون (HUOTCHINSON) ثابت مى كند عموم ناراحتى هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار «استمنا» و ناراحتى هاى شبكیه چشم و مشیمیه از آن سرچشمه مى گیرد (دقت كنید).

نویسنده مزبور اضافه مى كند:

«نخستین نتیجه عادت به این كار شنیع این است كه قوت و شفافیت چشم ها زایل مى گردد، صورت رنگ اصلى خود را از دست مى دهد و پژمرده مى شود، در نگاه هاى مبتلایان به این كار هوش و ذكاوت اوّلى دیده نشده حالت گرفتگى در سیماى آنها ظاهر مى گردد، چشم هاى آنها با حلقه هاى كبودرنگى احاطه مى شود. بعد از آن سستى و تنبلى در اعضاى مختلف مشاهده مى شود.

نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم، تنگى نفس، تغییر اخلاق و مزاج به طور غیر قابل توضیح، حسادت، غم و كدورت، مالیخولیا، فكر گوشه گیرى و تنهایى از نتایج شوم ابتلاى به این انحراف جنسى است.

این طبیب در جاى دیگر از كتاب خود اضافه مى كند این عمل موجب فقرالدم (كم خونى) و ضایع شدن قواى جسمى و روحى مى گردد و باعث دوران سر، صداى گوش ها، كمردرد، سختى تنفس، كم شدن حافظه، لاغرى، ضعف و سستى و خلاصه عدم اقتدار كلى در بدن مى شود، و بر اثر رابطه نزدیكى كه با حواس پنجگانه دارد مخصوصاً در چشم و گوش اثر مى گذارد». (دقّت كنید).

عادت به این انحراف شوم جنسى مخصوصاً نیروى مقاومت بدن را در برابر بیمارى ها كم مى كند و به طورى كه پزشك مزبور تصریح مى نماید:

«اشخاصى كه به این عادت مذموم مبتلا هستند به محض گرفتارى به یكى از بیمارى هاى وخیم به آسانى نمى توانند گریبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند».

او سپس از قول یكى از نویسندگان نقل مى كند كه:

«جوانى را مى شناختم كه مبتلا به این عادت شوم بود او گرفتار یكى از «بیمارى هاى تب دار» شد در روز ششم بیمارى كه كاملا ضعیف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در كام خود فرو كشید»!

و نیز نقل مى كند:

«یكى از مبتلایانى كه به یك نوع از این عادت شوم، مداومت مى نمود رفته رفته ضعف شدیدى در خود احساس كرد، بدن او رو به لاغرى گذاشت ساق پا و ران هاى او به طور محسوسى ضمور (كم گوشت) شد و كمردرد او را آزار مى داد ادامه این عمل منتهى به فلج عمومى بدنى او گردید و پس از شش ماه بسترى شدن كه با وضع قابل ترحمى با مرگ دست به گریبان بود در آغوش مرگ فرو رفت»!

مخصوصاً ابتلاى به این عادت شوم براى مجروحین و آنهایى كه عمل جراحى در بدنشان شده فوق العاده خطرناك مى باشد.

كوتاه سخن این كه به گفته همان «پزشكى» و هم از نظر «مذهبى» منفور است موجب خرابى و نابودى وجود انسان و تزلزل روح مى گردد.

برگرفته از کتاب مشکلات جنسی جوانان(آیت الله مکارم شیرازی)



 یكى از مهمترین مسائلى كه جوانان با آن روبه رو هستند، و راه پیشگیرى افراد غیر آلوده، و درمان آلوده ها! 

در بحث گذشته با ذكر چند نمونه زنده دیدیم كه چگونه انحرافات جنسى و اعتیاد به پاره اى از آنها مى تواند جوانان را به صورت موجودى زبون، ناتوان، مأیوس عقب مانده، و بیمار درآورد، و تا سرحدّ «جنون» و «مرگ» پیش ببرد.

بدبختانه در عصر ما كه بعضى آن را «عصر مسائل سكسى» نام نهاده اند، بسیارى از نویسندگان بى هدف سعى دارند انحرافات جنسى جوانان را كوچك و كم اهمیّت جلوه دهند، و گاهى براى خوشایند بعضى از منحرفان آن را یك ضرورت زندگى و از لوازم دوران جوانى معرّفى نمایند!!

دسته اى هم كه مى دانیم و مى دانید دامن زدن به این مسأله را وسیله «كاسبى نامشروع» خود ساخته، و براى پیدا كردن سوژه هاى داغ جنسى و تهیه عكس هاى تحریك آمیز، زمین و زمان را زیر پا گذارده، و از هیچ دروغى هم پروا ندارند!

مثلا در یكى از مجلاتى كه به نام «زنان» انتشار مى یابد اخیراً خبر به اصطلاح تكان دهنده اى كه به قول نویسنده مجلّه سراسر اروپا را در بهت و حیرت فرو برده بود (و شاید دامنه آن نیز به زودى به كرات دیگر كشیده شود!) درج شده بود و آن این كه اخیراً زنى در یكى از جراید اعلان كرده است كه براى شوهرش معشوقه پیدا مى كند!!...

آنهاامثال این خبر را كه به احتمال قوى ساخته و پرداخته خود یا همكارانشان است به عنوان یك وسیله مؤثّر تبلیغاتى براى بالا بردن تیراژ مجله خود انتخاب مى كنند، حال نشر این گونه اخبار آن هم با آن آب و تاب، چه اثرى جز ننگ و فساد مى تواند براى اجتماع داشته باشد، اصلا براى آنها مطرح نیست.

بدبختى منحصر به اینها نیست، حتى بعضى از به اصطلاح جامعه شناسان و روانشناسان و پزشكان هم از این «موج جنسى»! بر كنار نمانده و كوشش دارند آن را طبیعى و بى ضرر جلوه دهند.

عدّه اى هم كه معتقد به عواقب شوم و دردناك این بى بندوبارى هستند در طرح این مسائل كه به منظور پیشگیرى صورت مى گیرد طورى مسأله را طرح مى كنند كه نه تنها كمكى به حل مشكل و درمان مبتلایان نمى كند بلكه راه هایى را هم كه بلد نبودند به منحرفین مى آموزد و انحرافى بر انحراف آنان مى افزاید!

مجموع این عوامل است كه مسأله انحراف جنسى را در میان جوانان به صورت فوق العاده پیچیده و وحشتناكى درآورده كه ریشه كن نمودن آن به این آسانى ممكن نیست و نیاز به صرف وقت و بودجه و طرح هاى دقیق فراوانى دارد.

برگرفته از کتاب مشکلات جنسی جوانان(آیت الله مکارم شیرازی)



فریادهاى دردآلودى كه از هر سو بلند است!

مى دانیم جوانى دوران «بحران» غرائز مخصوصاً(غریزه جنسى)است.

این غریزه اگر به صورت صحیحى رهبرى نگردد خرد كننده ترین ضربت را بر پایه خوشبختى و سعادت جوانان خواهد زد، و سرنوشت آنها را به كلى دگرگون خواهد ساخت.

نیروهاى خلاّق آنها، همچون غنچه هاى ناشكفته پرپر شده نابود خواهند شد، و(نبوغ) و (ابتكار) آنان كه ممكن است سرچشمه افتخارات فراوانى براى خودشان یا اجتماع گردد مسلّماً به هدر خواهد رفت.

تعداد قربانیان این راه در میان جوانان كم نیستند و تعداد كسانى كه پس از بیدارى از خواب گران خود، دردناك ترین تأسف و ندامت را بر روح خود احساس مى كنند نیز فراوانند.

و بسیارند كسانى كه با آثار شوم این عدم رهبرى صحیح تا پایان عمر خویش دست به گریبان مى باشند!

 

 


ادامه مطلب

عاقبت یک روز‏‏ٌ‏ مغارب محو مشرق میشود

عاقبت  غربی ترین  دل  نیز عاشق میشود

شرط میبندم که فردایی _ نه خیلی دیر و دور

مهربانی ، حاکم کل مناطق میشود 

هم زمان سهمیه دلهای دلتنگ و صبور

هم زمین ارثیه جانهای لایق میشود

قلب هر خاکی که بشکافند نشانش عاشقی است

هر گلی که غنچه زد نامش شقایق میشود

با صداقت آسمان سهمی برابر میدهد

با عدالت خاک تقسیم خلایق میشود

عقل هم با عشق یک نوعی موافق میشود

عقل اگر گاهی هوادار جنون شد عیب نیست

گاه گاهی عشق هم همرنگ منطق میشود

صبح فردا موسم بیداری آینه هاست

فصل فردا نوبت کشف حقایق میشود

دست کم یک ذره در تاب و تب خورشید باش

لااقل یک شب بگو کی صبح صادق میشود

میرسد روزی که شرط عاشقی دلدادگی است

آن زمان هر دل فقط یک بار عاشق میشود

 


  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •