تبلیغات
وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا - مطالب جوانان و راههای نجات از مشکلات دوران جوانی

وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا

عاقبت روزی مغرب محومشرق میشود

رجبعلینکوگویان مشهور به جناب شیخ و شیخ رجبعلی خیاط در سال ۱۲۶۲هجری خورشیدی،در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش مشهدی باقر یک کارگر ساده بودهنگامی‌که رجبعلی دوازده ساله شد پدر
از دنیا رفت و رجبعلی را که از خواهر
و برادر تنی بی‌بهره بود، تنها گذاشت. شیخ پنج پسر و چهار دختر داشت، کهیکی از دخترانش در کودکی از دنیا رفت. جناب شیخ در کار خود بسیار جدی بود و تا آخرین روزهای زندگی تلاش کرد تااز دست رنج خود زندگی‌اش را اداره کند. با این که ارادتمندان وی با دل وجان حاضر بودند زندگی ساده او را اداره کنند، ولی او حاضر به چنین کارینشدجناب شیخ بسیار مهربان، خوش‌رو، خوش اخلاق، متین و مؤدب بود. همیشه دوزانو می نشست، به پشتی تکیه نمی‌کرد، همیشه کمی دور از پشتی می‌نشست. ممکننبود با کسی دست بدهد و دستش را زودتر از او بکشد. خیلی آرامش داشت. هنگامصحبت اغلب خنده‌رو بود. به‌ندرت عصبانی می‌شد. عصبانیت او وقتی بود کهشیطان و نفس سراغ او می‌آمدند. در این هنگام سراسر وجودش را خشم فرامی‌گرفت و از خانه بیرون می‌رفت و آن‌گاه که خود را بر نفس چیره می‌یافت،آرام باز می‌گشت.



فُضیل بن عیاض در ابتداى جوانى یكى از راهزنان و سارقان و غارتگران و دزدان و بدكاران و هرزه گران و عیّاشان مشهور زمان خود بود كه هر كس ‍ اسم او را مى شنید لرزه بر اندامش می افتاد كه در آن زمان سلطان و خلیفه وقت خود هارون الرشید از دست او ناراحت بود و ترس ‍ داشت .
روزى از روزها سوار بر اسب آمد كنار نهرى ایستاد تا اسبش آب بخورد كه ناگهان چشمش به دختر بسیار زیبائى افتاد كه مشك خود را بدوش گرفته و مى خواست بیاید كنار نهر آب ، آب بردارد. عشق و محبت آن دختر در قلبش رخنه كرد و چشم از آن دختر برنداشت تا وقتى كه دختر مشك را پُر از آب كرد و راه خود را گرفت و رفت . به نوكران و بادمجان دور قاب چین هایش دستور داد تا او را تعقیب كرده و بعد به پدر و مادر و دختر خبر دهند كه دختر را شب آماده كرده و خانه را خلوت نموده زیرا فضیل راغب آن زیبارو گشته فرستاده فضیل پس از تعقیب در خانه را زد و گفته هاى فضیل را به آنها ابلاغ نمود.


ادامه مطلب

این کلیپ داستان توبه یک دختر خانمی است که بد حجاب بوده و اهل گناه



آی‌کی‌دو یک هنر رزمی ژاپنی است. بنیان گذار این هنر رزمی، موریهه اوشیبا نام دارد که در ۱۴ دسامبر سال ۱۸۸۳ به دنیا آمد، و اغلب به او لقب استاد بزرگ را دادند.

به صورت فیزیکی آیکیدو هنری است که شامل برخی از گرفتن‌ها در محل اتصال مفصل‌ها است که از جوجیتسو مشتق شده و همچنین برخی دیگر از تکنیک‌ها و گرفتن‌های دیگر که از کنجیتسو ناشی شده‌است. تمرکز ورزش آی‌کی‌دو در مشت و لگدزدن به حریف نیست، بلکه با استفاده از انرژی حریف برای بدست آوردن کنترل حریف(ها) یا دور کردن آن‌ها از خود است. آی‌کی‌دو یک هنر ایستا نیست، بلکه تاکید فراوانی بر حرکات و جنبش‌های داینامیک دارد.


 


ادامه مطلب

این هم کلیپی زیبا از سخنرانی دکتر حسن عباسی در مورد خدمت نامقدس سربازی حتما دانلود کنید و ببینید خیلی خوبه




 اضطراب و نگرانی، مساله عجیب و غریبی است. وقتی نگران مسایل مالی، عشق، سلامت، کار یا خانواده هستید، قلب شما به شدت می تپد، نفس هایتان کوتاه و کم عمق می شوند و ذهنتان تصویرهای منفی می سازد و در آخر، دوست دارید هر چه سریع تر آرام شوید. فرقی نمی کند اینکه همیشه اضطراب زیاد داشته باشید یا به طور موقت دچار این درد باشید، احتمالا تمایلی به مصرف دارو ندارید. شاید واقعا هم نیاز نباشد.درمان های غیردارویی زیادی برای برطرف کردن اضطراب و تشویش وجود دارد. از جمله می توان به تکنیک های کنترل ذهن برای آرام شدن اشاره کرد. البته برخی از این تکنیک ها در لحظه پاسخگو هستند در حالیکه برخی دیگر در طول زمان خاصیت درمان گر دارند. 

1.    بابونه

اگر دچار دلشوره و اضطراب هستید، دمنوش بابونه می تواند باعث آرام شدن شما بشود. برخی از مواد تشکیل دهنده بابونه دقیقا همان کاری را با مغز می کنند که داروهای آرام بخش همچون والیوم انجام می دهند. تحقیقات نشان داده است، افراد مضطربی که 8 هفته پشت سر هم چای بانونه مصرف می کردند، بسیار بیشتر از بیمارانی که دارو می خوردند، اضطرابشان کاهش پیدا کرده است.  

2.    چای سبز (اِل- تیانین)
گفته می شود راهب های بودایی ژاپنی می توانند برای ساعت ها بسیار ریلکس و آرام مراقبه کنند. یکی از دلایل آرامش آنها اسیدآمینه موجود در چای سبز آنها به نام اِل- تیانین است. محققان ثابت کرده اند اِل- تیانین موجب کنترل تپش قلب و فشار خون و در نتیجه کاهش اضطراب می شود. 

بیشترین میزان اِل- تیانین را می توانید در چای سبز پیدا کنید –البته برای تاثیر این ماده باید فنجان های زیادی چای سبز بنوشید. 

3.    سنبل الطیب
برخی از گیاه های دارویی باعث آرامش بدون خواب آلودگی می شوند (همچون اِل- تیانین) و برخی دیگر خاصیت آرام بخش و مسکن دارند. سنبل الطیب (والرین) در دسته دوم جای می گیرد. این گیاه باعث خواب راحت به خصوص برای آن دسته از افرادی می شود که دچار کم خوابی و بی خوابی هستند. این گیاه خواب آور حاوی مواد آرامش بخش است و دولت آلمان آن را به عنوان دارویی برای بی خوابی تایید کرده است. 

سنبل الطیب بوی بدی دارد و بیشتر مردم کپسول یا قرص آن را به چای آن ترجیح می دهند. ترجیحا این گیاه را بعدازظهر مصرف کنید. سنبل الطیب را اصولا همراه با دیگر گیاهان آرام بخش همچون رازک، بابونه و بادرنجبویه دم می کنند. 

4.    بادرنجبویه
این گیاه دارویی نیز در کاهش استرس و داشتن خواب راحت موثر است. افرادی که حدود 600 میلی گرم از این گیاه را روزانه مصرف می کنند، آرام تر از افرادی هستند که قرص های آرام بخش مصرف می کنند. با اینکه این گیاه خاصیت آرامش بخش دارد اما تحقیقاتی نشان داده است مصرف بیش از حد آن باعث افزیش اضطراب می شود. بنابراین، بر اساس دستور مصرف آن را به میزان کم مصرف کنید. این گیاه را می توانید از عطاری ها به صورت دم نوش، کپسول یا قرص تهیه کنید. این دارو نیز با دیگر گیاهان آرام بخش همچون رازک، بابونه و سنبل الطیب ترکیب می شود.  


ادامه مطلب

ب ـ دعا و توسل:

در دعا و توسل نکاتی هست که باید به آن عمل شود: 

1.   همانگونه که می­بینید دعا و توسل را بعد از تلاش و همتتان بیان کردم. علتش این است که دعا مانند دارو است. اگر مریض خودش پرهیز نکند و نخواهد خوب باشد طبیعی است که دارو هم نمی­تواند او خوب کند. مثلا کسی که سرما خورده است اگر با لباس کم یا بدن عرق­دار خود را در سرما بیندازد چگونه می­تواند توقع داشته باشد که قرص و آمپولهای دکتر کارساز باشد! اگر زبانمان در دعا چیزی بگوید، اما اعمالمان کار دیگری انجام دهد، هیچ وقت نباید توقع داشته باشیم که دعایمان مستجاب شود. 

2.    چون هدف شما فراموش کردن اوست. باید نوع و محتوای دعای خود را در مسیر هدفتان انتخاب کنید. بعضیها در دعای خود می­گویند: «خدا یا مرا به او برسان» یا می­گویند: «خدا یا اگر مصلحتم این است که با او زندگی کنم ما را به هم برسان در غیر این صورت یادش را از خاطرم ببر» هیچ کدام از این دو نوع دعا به صلاح نیست. علتش این است که شیطان می­خواهد به نوعی یاد و خاطره­ی او را در ذهن شما زنده نگه دارد و نفستان می­خواهد ـ ولو به بهانه­ی دعا ـ کاری کند که نامش را بر زبان خود جاری کنید. مشکل دیگر این نوع دعا آن است که با هدف شما تعارض دارد. یعنی شما باید از او به کلی قطع علاقه کنید، حال اگر حتی یک درصد هم خود را امیدوار به لقای او نگه دارید، قوه­ی خیال شما آهسته اهسته همین یک درصد را ترقی می­دهد تا برسد به 99 درصد. این نوع دعا در واقع امیدوار کردن خود است به رسیدن به او. پس روش صحیح در دعا کردن این است که بگویید: «خدایا! محبت او را از قلب من بگیر و مرا از این زندان نجات بده».

3.    همانگونه که از حدیث امام صادق (علیه­السلام) استفاده می­شود. یکی از علتهای بروز این مشکل خالی بودن قلب از ذکر خداست. پس باید با نماز و عمل به واجبات یاد خداوند را در قلبتان زنده کنید و از انجام کارهای حرام اجتناب ورزید تا دل شما به نور الهی منور گردد.

4.    اگر حق الناسی به گردن دارید آن را ادا کنید. مثلا اگر دل کسی را شکسته­اید یا آبروی کسی را برده­اید، کار خود را جبران نمایید. (البته اگر شخص مورد نظر نامحرم است و حلالیت طلبیدن از او مستلزم ارتباط با نامحرم باشد می­توانید به جای حلالیت طلبیدن از او در حقش دعا کنید).

5.    حق والدین بسیار بزرگ است. حتما به آنها محبت کنید و سعی کنید که رضایت قلبی آنها را کسب نمایید. روزی جوانی نزد پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) رفت و به حضرت عرض کرد گناهان زیادی را مرتکب شده­ام. این که جوان به شدّت پشیمان شده بود در ادامه عرض کرد که آیا راه توبه­ای برای من هست؟ حضرت فرموند: «از والدینت کسی زنده هست؟» آن جوان عرض کرد که پدرم زنده است. بعد حضرت فرمودند: «برو و به پدرت خدمت کن». وقتی جوان با خوشحالی دور می­شد، پیامبر اکرم فرمودند: «کاش مادرش زنده بود!». از این روایت برمی­آید که محبت به والدین ـ مخصوصا مادر ـ موجب می­شود که درهای رحمت الهی به روی انسان باز شود و همین محبت کفاره­ی بسیاری از کناهان است. شما هم احتمالا گناهی مرتکب شده­اید که اینگونه گرفتار شده­اید.

6.       بعد از نماز صبح «هفتاد بار» استغفار کنید و بعد از نماز عصر هم «هفتاد بار».

7.       صلوات زیاد بفرستید. برخی از گناهها که استغفار نتواند آنها را پاک کند انشاء الله به برکت صلوات پاک خواهند شد.

8.    اگر تمکن مالی دارید حیوانی را قربانی کنید. حتی می­توانید مرغ، خروس یا حتی کبوتری را به نیت سلامتی امام زمان (علیه­السلام) سر ببرید.

9.    به لطف خداوند کاملا امیدوار باشید و مطمئن باشید که اگر با اخلاص و صدق نیت قدم در این راه بگذارید به حاجت خود خواهید رسید.

  6 ـ چون این محبت در شما ریشه دوانده است برای رهایی از آن مدت زمانی باید بگذرد تا به بهبودی کامل برسید. حتی در مسیر فراموشی او ممکن است دچار فشار سختی شوید. وقتی فشارها زیاد شد امیدوار شوید که ریسمان محبت در حال پاره شدن است. لذا از فشارهای ناشی از این دوران فرار نکنید و در مقابل آن زانو نزنید. به خداوند توکل کنید و با صلابت در این مسیر جلو بروید تا ـ انشاء الله ـ به رهایی و آزادی کامل برسید.

وقتی این محبت از شما دور شد ممکن است شیطان دوباره شراغتان بیاید و با تحریک حس کنجکاوی، تشویقتان کند که یک بار دیگر او را ببینید. شما هم ممکن است به این اعتبار که این عشق و محبت کاملا از بین رفته است، فریب او را بخورید، غافل از این که قلب شما همانند آتش زیر خاکستر است و احتمال بازگشت این علاقه زیاد است. پس بیهوده به خود مغرور نشوید و تا می­توانید از او دوری کنید.

7 ـ نگاهی به رفتار گذشته­ی خود بیندازید تا به اشتباه خود پی ببرید. ببیند چه عاملی باعث شد در این دام بیفتید. آن عامل را بعد از شناسایی مدیریت کنید تا ـ خدای ناکرده ـ به دام عشق شخص دیگری نیفتید.

به عنوان نمونه برخی از عوامل افتادن در این دام ذکر می­گردد:

1. معاشرت با رفقایی که حرفهای غیر اخلاقی می­زنند و اهل رابطه و رفاقت با جنس مخالف هستند.

این نوع معاشرتها فضای فکری انسان را به هم می­زند و باعث می­شود که به سمت و سوی گناه کشیده شویم.

2. سختیها و مشکلات زندگی.   

باید با استعانت از خداوند متعال بتوانیم در مقابل مشکلات زندگی تحمل داشته باشیم و با بروز مشکل تعادل روحی روانی خود را از دست رفته نبینیم. برخی از جوانهای ضعیف ـ خدای ناکرده ـ سفره­ی دلشان را پیش جنس مخالف باز می­کنند و به گمان این که آنها می­توانند کمکشان کنند نردش درد دل می­کنند غافل از آن که این نوع صحبتها ـ در کنار حرام بودنش ـ موجب بروز رابطه­ی عاطفی و علاقه­ی شدید می­گردد.  

3. رعایت نکردن حریم محرم از نامحرم.

شما به عنوان یک انسان برای خود حریمی دارید و نباید هر کسی را وارد حریم خود نمایید. اگر بیگانه­ای را وارد حریم خود کنید مطمئن باشید که در حریم خصوصی شما، خودتان را اسیر می­نماید.   

4. کنترل نکردن نگاه.

ا­میرالمؤمنین (علیه­السلام) می­فرماید: کسی که چشم خود را از حرام بپوشاند قلب خود را در آسایش قرار داده است.

5. کنترل نکردن احساسات و علاقه­های قلبی.

به محض این که احساس کردید محبت خاصی نسبت به چنس مخالف پیدا کرده­اید سریع اقدام کنید و مراقب باشید که به هیچ وجه دنبال شعله­ورتر کردن این محبت راه نیفتید. اگر از همان ابتدا جلوگیری کنید دچار مشکل عشق نمی­شوید.

در پایان آرزو می­کنم که با استعانت از خداوند و ائمه­ی معصومین (علیهم­السلام) بتوانید از این مشکل رهایی یابید.

تذکر:

حتی اگر طرفین یقین داشته باشند که برای زندگی مشترک به درد یکدیگر می خورند باز هم باید از این عشق رهایی یابند برای این که:

اولا: در امر ازدواج انتخاب باید عاقلانه باشد نه عاشقانه. بعد وقتی عاقلانه انتخاب کردند، بعد از محرم شدن هر مقدار که خواستند به یکدیگر عشق بورزند.

ثانیا: عشق خوبها را بد و بدها را خوب می کند. به همین دلیل باید ابتدا عینک خوش بینی از چشم برداشته شود. تا بتواند واقع بینانه برای آینده ی خود تصمیم بگیرد.


5ـ راهکار حل مشکل را خدمتتان عرض می­کنم. اگر خوب عمل کنید به لطف الهی مشکل حل می­شود.

هدف شما باید فراموش کردن او باشد. یعنی تمام برنامه­های خود را باید به گونه­ای تنظیم کنید که در راستای همین هدف باشد. و مراقب باشید که در مسیر حل مشکل بی احتیاطی نکنید و کاری بر خلاق هدفتان انجام ندهید.

الف ـ تلاش و همت خودتان:

1. تا آنجا که در اختیار شماست او را نبینید. یعنی اگر تا الآن طوری برنامه­ریزی می­کردید که در مسیر او قرار بگیرید و به او نگاه کنید مراقب باشید که از این به بعد طوری برنامه ریزی کنید و از جایی عبور کنید که چشمتان به او نیفتد .  

2. ممکن است مشکل عده­ای دو طرفه باشد. یعنی هر دو طرف به یکدیگر علاقمند شده­اند. در این صورت کار کمی مشکل­تر می­شود. در این فرض (اگر با هم صحبت می­کرده­اید) باید به نحوی به او بگویید: «دیگر نمی­خواهم ادامه دهم». بعد تمام راههایی که می­شود با شما تماس بگیرد را قطع کنید. شماره­ی تلفن همراه را عوض کنید یا اینکه آن را برای مدت طولانی (چند ماه) خاموش کنید. مراقب باشید که دریافت حتی یک پیامک هم باعث می­شود دوباره آتش درون شما شعله ور شود و زحماتتان به باد رود.

3. اگر چیزی از او پیش خودتان دارید ـ حتی یک خودکار، دستخط یا پیامک ـ آن را به گونه­ای از خود دور کنید که هرگز چشمتان به آن نیفتد.

4. مراقب افکارتان باشید. به دلیل انسی که به او گرفته­اید مدام فکر او در ذهن شما می­آید. شما باید افکار خود را مدیریت کنید تا بتوانید فکرش را از خود دور کنید و ذهنتان را متوجه جای دیگری نمایید. بدانید، هر چه بیشتر به او فکر کنید، ریسمان اسارت شما ضخیمتر می­شود. بله! وقتی به او فکر می­کنید احساس آرامش و سکون دارید، اما هنگامی که از فکرش بیرون می­آیید تازه متوجه می­شوید که چقدر تنها هستید و چقدر به زحمت افتاده­اید. این افکار همانند مواد مخدری هستند که یک معتاد مصرف می­کند. وقتی مصرف می­کند احساس خوبی دارد اما بعد که اثر مواد تمام شد تازه متوجه می­شود که خود را به چه ذلتی انداخته است.

5. به خاطر انسی که با یاد او دارید تا حالا هر وقت دلتان می­گرفت داخل اطاق می­رفتید و حتی چراغها را خاموش می­کردید تا بهتر بتوانید به او فکر کنید و در ذهنتان خود را به او برسانید و با یکدیگر زندگی و رفاقت داشته باشید. پس تا می­توانید در اتاق خلوت و تاریک نروید و وقت خود را پیش دیگر اعضای خانواده سپری کنید.

6. سعی کنید وقت خود را به نوعی پر کنید. چرا دشمن آرامش شما تنبلی و بی برنامه­گی است.

7. از ورزش و تحرک بدنی غافل نباشید.

8. یکی از بدترین و زجر آورترین مواقع برای شما هنگام خواب است. در آن هنگام همه خوابیده­اند و چراغها هم خاموش است. از طرفی ذهن شما هم خسته است و خوابتان نمی­برد. به خاطر جلوگیری از مواجه شدن با این حالت روزها نخوابید و تا می­توانید خود را خسته کنید تا اینکه شبها خیلی زود به خواب بروید. البته سعی کنید تا خوابتان نگرفته به رخت­خواب نروید.

9. برخی از جوانها که به این دام می­افتند برای اموات و والدین او دعا می­کنند. توجه داشته باشید که ماهیت این گونه کارها انجام کار خیر نیست بلکه تداوم یاد و خاطر او در ذهن است. پس از انجام این کارها و کارهای مشابه خودداری نماید.

10. محبت، گاهی اوقات خود را به شکل تنفر جلوه­گر می­سازد. یعنی ممکن است شما بنشینید و بدی او بگویید غافل از آن که حتی گفتن بدی او در واقع تعریف از او و زنده نگه داشتن یاد اوست. پس سعی کنید از او چیزی ـ به خوبی یا بدی ـ نگویید. 

11. اگر جا و مکانی هست که شما را به یاد او می­اندازد حتی الإمکان از آن جا عبور نکنید. 


مدتی است که عاشق شخصی از جنس مخالف شده­ام و خیلی هم او را دوست دارم. به نظر شما آیا راه نجاتی برای من هست؟   

روند جواب به این گونه پرسشها:

1.       حالاتش را به او بگویید تا بداند او را درک می­کنید و به مشکلش واقف شده­اید.

2.    با بررسی حالات بدی که پیدا کرده به او بفهمانید که این عشق نه تنها برایش فایده­ای نداشته، بلکه چیزهای زیادی هم از او گرفته است، تا در نهایت قبول کند که باید او را رها کند و به خود برگردد.

3.       چون اینگونه افراد در ذهنشان از طرف مقابل یک اسطوره می­سازند، به او بفهمانید که او هم مانند افراد عادی است.

4.       چون گمان می­کند که مشکلش حل نشدنی است، با ذکر برخی از مواردی که نجات پیدا کرده­اند به او انگیزه بدهید.

5.       ارائه­ی راهکار مناسب جهت نجات او از زندان عشق مجازی.

الف ـ همت.

ب ـ دعا و توسل.

6.       ارائه­ی راهی جهت مواجه شدن صحیح با مشکلات دوران ترک.

7.       ریشه­یابی علت مواجهه­ی او با این مشکل و سعی در ریشه کن کردن آن.

 

توضیح:

1ـ شما دچار این مشکلات هستید.

1.       کم اشتهایی و احساس بروز زخم معده.

2.       غم و اندوه زیاد.

3.       تپش قلب شدید.

4.       بی­حوصله­گی.

5.       بروز مشکل با والدین.

6.       عرق سرد.

7.       کم خوابی.

8.       خستگی شدید حتی بعد از خواب.

9.       از بین رفتن شخصیت و عزت نفس.

10.  و...

  2 ـ حالا ببینیم که واقعا در این عشق ضرر کرده­اید یا سود.

  1. تمام فکر شما از آن او شده است. یعنی در شبانه روز حتی 10 دقیقه از وقتتان هم مال خودتان نیست. یعنی فقط به او فکر می­کنید. با فکر او غذا می­خورید، با فکر او تفریح می­روید، با فکر او می­خوابید، با فکر او بیدار می­شوید و 

2. چون همه­ی محبتتان را خرج او کرده­اید، دیگر محبتی در شما نمانده که بخواهید صرف دیگران کنید؛ لذا نسبت به نزدیکان خود به شدت خونسرد شده­اید و تا حدودی آینده­ی آنها برای شما اهمیتی ندارد. یعنی برای شما اهمیتی ندارد که برای افراد خانواده یا دوستانتان چه اتفاقی می­افتاد. حتی پدر و مادر را نمی­توانید تحمل کنید. یا با آنها درگیر می­شوید و یا آنکه با آنها صحبت نمی­کنید. 

3. وقتی به مسافرت با پارک می­روید همه شاد هستند جز شما. یعنی غم سنگینی روی سینه­ی شما نشسته و نمی­گذارد از ته قلب بخندید. چند وقت است که واقعا نخندیده­اید؟ 

4. بی­برنامه­گی و سرگردانی در زندگی.

5. آن عزت و شخصیتی که داشتید همه را به پای یک نفر قربانی کرده و خود را در مقابل او کوچک کرده­اید.

 

  3 ـ شاید شما از او در ذهن خودتان اسطوره­ای آسمانی ساخته­اید.

 گمان می­کنید خداوند او در سر راهتان قرار داده تا شما را خوشبخت کند. بعد هم برای این که خودتان را متقاعد به این باور کنید گمان می­کنید اتفاقاتی که از اوّل آشنایی شما با او رخ داده، خواسته­ی خداوند و بوده است و این دست تقدیر بوده که شما را تا به اینجا رسانده است. در حالی که بسیاری از اتفاقاتی که افتاده است محصول بی­احتیاطی خودتان بوده و در واقع چوب اشتباه خودتان را می­خورید. شخصی از امام صادق (علیه­السلام) از علت اینگونه عشقها پرسید. حضرت فرمودند: «قُلُوبٌ خَلَتْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ حُبَّ غَیْرِهِ»[1] یعنی قلوبی که از یاد خداوند خالی باشد خداوند ـ برای عذابش ـ محبت غیر را به آن قلب می­چشاند. پس هرگز گمان نکنید این آتشی که به جان شما افتاده امری معنوی و آسمانی است بلکه این آتش عذاب خداست که به خاطر استباهاتتان مبتلا به آن شده­اید.

  4 ـ درست است که محبت او همه­ی وجود شما را گرفته و احساس می­کنید حتی در گوشت و خونتان هم نفوذ کرده، اما اصلا نا امید نشوید. چرا که مشکل شما به راحتی حل می­شود، البته به شرطی که واقعا بخواهید او را فراموش کنید و با تمام توان در این مسیر قدم بردارید.

روزی دختر خانمی مراجعه کرد. این دختر خانم دو سال پیش و فقط برای یک بار پسری را از پشت سر دیده بود. اما در همان نگاه اوّل به یکباره آتش محبت پسر در دلش افتاده و او را می­سوزاند از طرفی این پسر را به عموی شهیدش تشبیح کرده بود و گمان می­کرد که بین او و شهید خانواده ارتباطی بوده و او در آینده برای خواستگاریش خواهد آمد. واقعا این عشق بی­چاره­اش کرده بود. وقتی به اشتباه خود پی برد، به راهکار پیشنهادی عمل کرد و به لطف خداوند بعد از گذشت مدت کوتاهی مراجعه کرد و بعد از تشکر گفت: «کاملا خوب شده­ام». بنده به نوبه­ی خود موارد زیادی از این دست دیده­ام که مشکلشان حل شد. حتی جوانی بود که ظرف دو هفته از شدت غُصّه بدون اغراق پوست صورتش به استخوان چسبیده بود. اما به لطف الهی نجات پیدا کرد.

(ادامه دارد ...)

 

 

[1]  . الأمالی‏للصدوق ص 668 .

سألت أبا عبد الله عن العشق قال قلوب خلت من ذکر الله فأذاقها الله حب غیره. 


این هم فایل دانلود کتاب مشکلات جنسی جوانان نوشته آیت الله مکارم شیرازی

حتما بخوانید خیلی راه گشاست.

دانلود کتاب


 گفتیم خطر و زیان انحرافات جنسى مخصوصاً «استمنا» MASTURDATIONكه گاهى به تناسب یك افسانه تاریخى «اونانیسم» نیز نامیده مى شود. اگر چه غیر قابل انكار است، زیرا به زودى شكل «اعتیاد» به خود مى گیرد، اعتیادى ریشه دار و كشنده تا آن جا كه گاه در یك روز چندین بار دامان مرتكبین خود را آلوده مى سازد،و حتّى طبق اعتراف صریح بعضى از مبتلایان گاهى كارشان به جایى مى رسد كه تنها با «تصوّر و فكر»! بدون هیچ گونه عمل دیگر مایع مخصوص از آنها دفع مى گردد.

ولى از آن خطرناك تر یأس و نومیدى از مبارزه با این اعتیاد است، زیرا این نومیدى بزرگ ترین سدّ راه نجات مبتلایان خواهد شد و واكنش هاى فوق العاده نامطلوب روحى در آنها ایجاد خودهد كرد.

مبتلایان باید اطمینان كامل داشته باشند كه اگر بخواهند مى توانند در مبارزه با این عادت شوم پیروز گردند، و حتّى عمده آثار آن را از وجود خود برچینند، خواه دوران این مبارزه كوتاه یا طولانى باشد.

آنها هرگز نباید به خود تلقین كنند كه این اعتیاد تا آخر عمر از آنها دست بردار نیست و یا آثار آن همچنان باقى خواهد ماند.

منتها باید با هوشیارى كامل و تصمیم قاطع و به كار بستن «دستورهاى آینده» به مبارزه پى گیرى برخیزند.

كسانى كه از چنگال این عادات شوم نجات یافته اند باید قدر پاكى خود را بدانند، و در حفظ آن نهایت مراقبت را بنمایند، از هر گونه وسوسه شیطانى در این راه بپرهیزند، و با هیچ قیمتى سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشران منحرف نسپارند.

همان طور كه سابقاً هم اشاره كردیم شرط پیروزى قطعى در مبارزه با هر نوع اعتیاد غلط - اعم از اعتیادهاى خطرناك جنسى یا اعتیادهاى دیگر - پس از «امیدوارى و اطمینان به پیروزى» داشتن تصمیم قاطع است.

تصمیمى آهنین و محكم و متّكى به ایمان و شخصیت و شرافت و وجدان.

تصمیمى راسخ و غیر قابل عدول.

حتّى اگر به عللى این تصمیم ده بار هم شكسته شد مجدداً، بلكه قاطع تر و راسخ تر باید تصمیم بگیرند و با همان امیدوارى و ایمان تصمیم خود را تجدید كنند.

زیرا سرانجام آثار این تصمیم ها در ناخودآگاه آنها اثر گذارده و هنگامى كه روى هم متراكم شد تأثیر خود را خواهد بخشید.

امّا مسلّماً و بدون تردید اگر این تصمیم شكسته نشود خیلى زودتر آثار این عادات شوم از روح و جسم آنها برچیده خواهد شد.

بدیهى است این گونه افراد اگر رابطه و پیوند نزدیكى با خداى خود برقرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت مقدّس او استمداد جویند، و به لطف او امیدوار و دلگرم باشند در پرتو این ایمان مذهبى خیلى زودتر نتیجه خواهند گرفت.

* * *

اكنون كه این مراحل پیموده شد باید امور زیر را دقیقاً به كار بندند.

ممكن است این امور در نظر بعضى ساده جلوه كند، ولى هنگام عمل روشن مى شود كه اثر معجزه آسایى دارد.

 


ادامه مطلب

 نامه هاى بسیار زیاد و تكان دهنده در مورد این كتاب به ما رسیده كه فقط یك نمونه آن را بدون هیچ گونه تغییر و حتّى بدون ویرایش در اختیار خوانندگان عزیز قرار مى دهیم

به نام خداوند متعال

به نام خداوندى كه جوانان را آفرید و به نام خداوندى كه تمام انسان ها را پاك آفرید.

اجازه بدهید همان طور كه قول داده بودم و بدون مقدّمه سرگذشت خود را برایتان ذكر نمایم تا در اختیار جوانان قرار گیرد:

من جوانى هستم 19 ساله. در نوجوانى بسیار علاقه مند به قرآن و امام عزیزمان (ره) بودم و هم اكنون نیز مى باشم. در این دوران (نوجوانى) از نگاه كردن به نامحرم بسیار نفرت داشتم و آن را گناه فراوان مى پنداشتم و اصلا نگاه بد نمى كردم.

از موقعى كه پا به دوران بلوغ گذاشتم و وارد دبیرستان شدم تغییرى در من ایجاد شد و كم كم شیطان در من نفوذ نموده و مرا از راه راست منحرف كرد به طورى كه نگاه كردن به نامحرم برایم عادى شده بود. با دوستان بد آشنا شدم و آنان نیز مرا به عادتى كه 4 سال دامنگیر من بود اُنس دادند. 4 سال دبیرستان این عادت شوم جنسى را ادامه دادم و اُفت تحصیلى غیر قابل انكارى در من به وجود آمد كه كاملا قابل احساس بود. در دوران راهنمایى شاگرد ممتاز كلاس بودم ولى دبیرستان بدون باور تجدیدى آوردم. 4 سال از خداوند دور ماندم، 4 سال فرد پستى بودم، 4 سال از خود نیز غافل بودم. در طى این 4 سال همه چیز خود را از دست دادم و از جمله سلامتى ام را. تمام علائم این عمل در من ظاهر شد: لاغرى بدن، سستى بدن، كم خونى، كم شدن حافظه، كم شدن هوش، لرزش دست، ضعیف شدن چشم و...

سال چهارم دبیرستان از خواب غفلت بیدار شدم و مى كوشیدم كه این عمل را ترك نمایم ولى سعى ام بى فایده بود. 2 الى 3 روز تحمّل مى كردم ولى باز نمى توانستم نجات پیدا كنم و دوباره این عمل شوم را انجام مى دادم. تابستان 70 تمام تلاش خود را براى ترك این عمل كردم ولى نمى توانستم این عمل را ترك كنم. به خداوند و امامان معصوم و امامزاده ها پناه آوردم و به تلاوت قرآن قبل از اذان گوش مى دادم و گریه مى كردم. در آن لحظات مى خواستم خون گریه كنم ولى قطره اشكى بر گونه هایم نمى بارید. مى خواستم درد دل كنم امّا با چه كسى؟

در همان لحظه تلاوتِ قرآن با خداوند صحبت مى كردم و از او كمك مى خواستم و تا 2 الى 3 روز این عمل را انجام نمى دادم ولى بعد از 3 روز به این عمل دست مى زدم، سپس گریه مى كردم و به حمّام مى رفتم و غسل مى نمودم و دوباره تصمیم مى گرفتم این عمل را انجام ندهم. نمى دانید در آن لحظاتى كه این عمل را انجام نمى دادم یا تصمیم در ترك این عمل مى گرفتم چه احساسى داشتم؟ آن قدر خوشحال بودم كه گویا خداوند تمام گناهانم را بخشیده است!؟ ولى لعنت بر شیطان...

خلاصه هر روز غروب نزدیك اذان به تلاوت قرآن گوش فرا مى دادم و همراه آن گریه مى كردم و از خداوند كمك مى خواستم و به او پناه مى آوردم و بعد از اذان، نماز مى خواندم و دعا مى كردم كه خداوند تمام جوانانى را كه معتاد به این عمل هستند نجات دهد از جمله خودم.

به دوستان خود نگاه مى كردم كه چه پیشرفت هایى داشتند ولى من بر عكس، سیر نزولى را طى مى كردم. در كنكور سال 70 پذیرفته نشدم و علّت را همین اعتیاد مى دانستم. لطف خداوند هیچ گاه بر روى بنده اش بسته نمى شود. بله، بالاخره خداوند لطفى در حق من نمود و یك روز در كتابخانه با كتابى به نام «مشكلات جنسى جوانان» آشنا شدم و آن را خریدارى نمودم. این كتاب، همان كتاب نجات بود، همان كتابى كه مرا از مرگ پستى نجات داد، همان كتابى كه بیشتر جوانان را نجات مى دهد و به طور حتم كتابى كه اگر جوانان به دستورات آن عمل كنند از این اعتیاد نجات پیدا مى كنند. خدا را شكر مى كنم كه لطفى در حق این بنده پست و حقیر نمود و او را از مرگ حتمى و مرگ همراه با پستى نجات داد.

تمام مطالب كتاب را خواندم و دستورات ده گانه آن را موبه مو اجرا كردم و در ضمن اجراى دستورات كتاب، نماز را به موقع و سروقت مى خواندم و بعد از نماز دعا مى كردم كه خداوند تمام جوانان معتاد به این عمل را نجات دهد و آیة الكرسى را آن قدر در روزهاى متوالى تكرار مى كردم كه از حفظ شده و تا فكر گناه به سرم مى آمد آیة الكرسى را مى خواندم و تأثیر آن را به وضوح و آشكار ملاحظه مى نمودم.

در ضمن دو آیه «وَاِذا فَعَلُوا فاحِشَةً اَوْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ، ذَكَرُو الله، فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبُ اِلاّ الله، وَلَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ». و «اِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوا اِذا مَسَّهُمْ طائفُ مِنَ الشَّییْطانِ تَذَكَّرُوا فَاِذاهُمْ مُبْصِرُونَ». را در همان موقع مى خواندم و به طور كلّى این فكرهاى فلاكت بار از ذهنم خارج مى شد. خواندن این دو آیه بسیار مؤثّر مى باشد.

ابتدا تصمیم گرفتم، سپس از نگاه كردن به زنان و دختران چشم پوشیدم (بسیار مهم است) و برنامه اى فشرده در طول روز ترتیب مى دادم كه اصلا وقت براى این كار نداشته باشم و... كه مو به مو و كامل در كتاب «مشكلات جنسى جوانان» توضیح داده شده است. اوّلین بار ایمانم را قوى كردم و از خداوند كمك خواستم كه مهم تر از بقیه مى باشد. من به آن جمله اى كه در آخر این كتاب ذكر شده بود ایمان داشتم:

«ما اطمینان كامل داریم جوانان اگر یك ماه دستورات كتاب را اجرا كنند از این اعتیاد نجات پیدا مى كنند».

خلاصه بعد از چند بار تصمیم گرفتن موفق شدم كه این عمل را ترك كنم و نجات یابم و الآن كه این نامه را مى نویسم دو ماه از ترك این عمل مى گذرد. نمى دانید وقتى یك ماه تمام شد چه احساسى داشتم و چقدر خوشحال بودم، دو ركعت نماز شكر خواندم و تا الان نیز دو ركعت نماز شكر مى خوانم و از خداوند مى خواهم كه این احساس را در تمام جوانان معتاد جنسى ایجاد كند (ان شاءالله).

جوانانى كه به این عمل دست مى زنند اگر بدانند كه چه عواقب شوم و تاریكى آنها را دنبال مى كند و آنها را هلاك خواهد كرد، اگر تصمیم بگیرند كه آن را ترك كنند و دستورات كتاب نامبرده را اجرا كنند مطمئن باشند كه بعد از یك ماه اجراى دستورات و دست نزدن به این عمل حتماً نجات پیدا خواهند كرد و آن احساس را به دست خواهند آورد. (ان شاءالله)

دلم مى خواهد فریاد بكشم و به تمام انسان ها بگویم من از مرگ نجات پیدا كردم، نه از مرگِ حق، از مرگ همراه با پَستى و بدبختى.

دلم مى خواهد خون گریه كنم، نه گریه حاكى از شكست، گریه خوشحالى و پیروزى كه از ته دل بیرون آید.

دلم مى خواهد به طبیعت بنگرم، زیرا آن قدر زیبا شده است كه حدّ ندارد.

دلم مى خواهد با خانواده بیشتر حرف بزنم و بخندم، زیرا تا دو ماه پیش چنین خنده اى كه از ته دل است در لبانم ظاهر نشده بود و خیلى كم حرف مى زدم.

خدایا تو را شكر مى كنم كه لطفت را از بنده اى كه از تو دور مى شد، دریغ نداشته اى.

خدایا تو را شكر مى كنم كه حقیقت را به من نشان دادى و كمك كردى به حقیقت بپیوندم.

جوانان عزیز! آینده سازان كشور! بكوشید اگر پاك هستید، همیشه پاك باشید و اگر پاك نیستید، پاك شوید و كتاب «مشكلات جنسى جوانان» را مطالعه نمایید و دستورات را اجرا كنید، مطمئن باشید اگر معتاد هستید نجات پیدا خواهید كرد و باید مطمئن باشید زیرا در لحظات آخر نجاتم چنان امیدى در من ایجاد شده بود كه مى دانستم حتماً نجات پیدا خواهم كرد.

جوانان عزیز! اگر تصمیم گرفتید كه این عمل را ترك كنید و نتوانستید، دوباره تصمیم بگیرید و اصلا ناامید نشوید و نگویید كار از كار گذشته، نه اگر خیلى هم به این عمل دست زده اید ولى با تصمیم هاى مكرّر مى توانید حتماً پیروز شوید. آن قدر تصمیمتان را تجدید كنید تا شاهد پیروزیتان باشید

ان شاءالله و حتماً شاهد خواهید بود. تصمیم بعدى را محكم تر بگیرید.

در ضمن، مطالعه كتاب «بهترین راه غلبه بر نگرانى ها و ناامیدى ها» مفید و سودمند است. (انتشارات نسل جوان).

* * *

و امّا شما اى مردان پاك! شما كه با چاپ كردن این كتاب ها، جوانان زیادى را از مرداب هاى خطرناك نجات دادید و نجات مى دهید مى دانم كه احتیاج به سپاسگزارى ما جوانان ندارید ولى اجر و مزدتان را از خداوند منّان دریافت خواهید كرد.

خدایا، ما جوانان را كمك و مدد كن كه در ترك این اعتیاد پیروز و سربلند بیرون آییم.

خدایا ما جوانان را راهنمایى فرما كه بدانیم آن قدر ارزش داریم كه نباید تن به كارهاى خلاف بدهیم و نباید نگاه آلوده به نامحرم بكنیم، زیرا با این كارها خیلى كوچك و پست مى شویم.

خدایا مى دانم با انجام این عمل حافظه و هوشم را بسیار از دست داده ام، از تو مى خواهم آن حافظه و هوش قبلى را در من پدیدار نمایى و مطمئنم اگر به تو پناه آورم حتماً حافظه و هوش اوّلیه ام را به دست خواهم آورد. پس به تو پناه مى آورم اى ارحم الراحمین.

خدایا خودت ما جوانانى كه این عمل را ترك كردیم كمك كن تا ضررهاى قبلى را به راحتى جبران نماییم.

خدایا توبه اعمال گذشته ام را بپذیر و كمكم كن كه دیگر به این عمل جانسوز مبتلا نشوم و همه جوانانى كه مى خواهند مثل من روزى از زنجیر طغیان این غریزه نجات یابند، نجات ده كه تمام امور به دست خودت است.

خدایا به همه كسانى كه سعى در راهنمایى جوانان دارند مدد رسان و كمك كن كه بهتر بتوانند این كار خداپسندانه را انجام دهند و آنها را وارد بهشت جاوید بگردان.

خدایا شكر، شكر، شكر، صد هزار مرتبه شكر.

خدانگهدار و التماس دعا

كوچك شما......

 


 راه ها و دستورهاى پیشگیرى

اكنون كه این حقایق روشن شد توجه عمیق همه جوانان عزیز را به نكات زیر جلب مى كنیم، براى پیشگیرى از بروز این عادت و اگر خداى نكرده آلوده شده اند براى درمان آن:

گام نخست

1- نخستین مطلبى كه مبتلایان باید به آن توجّه كنند این است كه این عادت شوم جنسى با تمام آثار مرگبارى كه دارد قابل معالجه و درمان است، و به گواهى پزشكان و بسیارى از افرادى كه آلوده بوده اند اگر از طریق صحیحى وارد شوند مانند هر عادت و اعتیاد غلط دیگر به طور حتم برطرف خواهد گردید.

قابل توجّه این كه بیشتر آثار شومى كه به واسطه آن به وجود آمده در مدت نسبتاً كوتاهى پس از قطع آن برطرف خواهد گردید، زیرا نشاط و نیروى جوانى مى تواند بیشتر ضایعات گذشته را جبران نماید (نمى گوییم همه آن را، مى گوییم، بیشتر آن را) و همان طور كه زخم هاى تن كودكان و جوانان خیلى زود التیام پیدا مى كند آثار سوء این عمل نیز پس از بیدارى (در صورتى كه به موقع متوجّه شوند) در مدّت نسبتاً كمى برچیده خواهد شد.

آن دسته از جوانان مبتلا كه از بهبودى خود مأیوس و یا در تردیدند سخت در اشتباه هستند، و همین یأس و تردید بزرگ ترین سد راه آنهاست (دقت كنید).

بنابراین نخستین و لازم ترین موضوعى كه آنها باید به آن توجه و ایمان داشته باشند همان امكان سریع ترك این عادت شوم و ننگین و رهایى یافتن از بسیارى عواقب آن است.

اكنون كه گام نخستین برداشته شد و با ایمان و امیدوارى كامل به سوى درمان این مبتلایان پیش مى رویم باید خود را براى به كار بستن نخستین دستور آماده كنند.

* * *

مهمتر از آنچه تصوّر شود

2- پزشكان عموماً معتقدند براى ترك هر نوع اعتیاد قبل از هر چیز اراده و تصمیم لازم است، تصمیمى قاطع و جدى و محكم.

ممكن است شما این موضوع را یك موضوع ساده و معمولى تلقى كنید امّا ما به شما مى گوییم بیش از آنچه تصوّر نمایید این موضوع مهم و مؤثّر است.

براى گرفتن تصمیم باید نخست به زیان هاى ادامه این عمل خطرناك اندیشید و آنچه از زیان هاى آن در بحث هاى گذشته یادآور شدیم با دقت چندین مرتبه از نظر گذراند. و عواقب شومى كه در انتظار معتادان است در نظر مجسم ساخت، و با توجّه به شخصیت و قدرت فوق العاده اى كه در هر انسانى نهفته شده - مخصوصاً در جوانان - باید تصمیم گرفت، تصمیمى آهنین و خلل ناپذیر.

حتماً مى دانم در این جا بعضى از جوانان مبتلا، به من ایراد مى كنند كه «ما قادر به تصمیم گرفتن هم نیستیم و نیروى تصمیم از ما سلب شده، بارها تصمیم گرفته ایم و باز هم شكسته ایم»!

ما به این ایراد شما كاملا توجّه داریم امّا شما هم به پاسخ ما كاملا توجّه و دقّت كنید:

من از این گونه افراد مى پرسم: «آیا هرگز شده در پیش روى پدر و مادر و برادر، دبیر و یا شخص محترم دیگرى آشكارا دست به این كار بیالایید هر قدر هم (مثلا) ناراحت باشید؟...

حتماً خواهید گفت: نه.

مى پرسم چرا؟

مى گویید آخر چنین كارى شرم آور است!

مى گوییم: معناى سخن شما این است چون این كار شرم آور است ما تصمیم گرفته ایم در پیش روى آنها انجام ندهیم!

این موضوع به خوبى ثابت مى كند كه شما هرگز آن طور كه خیال مى كنید بى اراده و بى اختیار به سوى این عمل كشانده نمى شوید، اگر بى اختیار و فاقد اراده بودید براى شما حضور این افراد و عدم آن كوچك ترین تفاوتى نداشت!

شما باید بكوشید این «اراده نیرومند خود» را كه در چنین مواردى به كار مى اندازید به همه جا گسترش دهید، این سرمایه در وجود شما هست پس چرا از آن استفاده نمى كنید؟

این را هم فراموش نكنید كه خدا در همه جا حاضر و ناظر اعمال شماست و شما در همه جا در حضور او هستید آیا شایسته است در حضور چنین پروردگارى دست به چنین آلودگى بزنید؟!

جالب توجّه این كه در یكى از سخنان پیشوایان بزرگ اسلام امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم: روزى یك نفر به خدمتش عرض نمود: بیچاره فلان كس مبتلا به «یك نوع انحراف جنسى» شده (نوع دیگرى غیر از این عادت) و از خود هیچ گونه اراده اى ندارد!

حضرت با عصبانیت فرمود: چه مى گویى؟! آیا حاضر است این عمل را پیش روى مردم هم انجام دهد؟!

عرض كردند: نه.

فرمود: پس معلوم مى شود به اراده و اختیار خود اوست...

و امّا این كه بعضى مى گویند: «بارها تصمیم گرفته ایم و شكسته ایم» ما به این افراد صریحاً اعلام مى كنیم: شكستن تصمیم به معناى از بین رفتن همه آثار آن در وجود انسان نیست، همین تصمیم شكسته شده رسوباتى در اعماق دل و روح انسان باقى مى گذارد و زمینه را براى تصمیم نهایى بیش از گذشته، آماده مى سازد (دقت كنید).

اجازه بدهید مثالى براى شما بیان كنم:

بسیارى از اوقات انسان مى كوشد با پاى خود از كوهى بالا رود و یا با اتومبیل از یك سر بالایى تند بگذرد، دفعه اوّل و دوّم و گاهى دفعه دهم عقب گرد مى كند و نمى تواند، ولى آخرین بار موفق مى شود و از آن مى گذرد، این سخن به این معنا نیست كه در دفعات اوّل هیچ كارى انجام نداده بلكه هر دفعه كه براى عبور از این راه دشوار اقدام نموده و عقب رفته به طور ناخودآگاه یك مقدار آمادگى آموخته و ذخیره كرده و بالاخره در پایان پیروز شده است.

دانشمندان مى گویند براى حفظ یك قطعه شعر یا نثر ممكن است در نخستین بار 5 مرتبه تكرار آن لازم باشد، و پس از مدّتى ممكن است فراموش گردد امّا براى حفظ آن در دفعه آینده مسلّماً 5 مرتبه تكرار لازم نیست ممكن است سه مرتبه هم كافى باشد. یعنى رسوبات تصمیم ها و یادگیرى هاى گذشته همواره در روح انسان باقى مى ماند. مسائل مربوط به روان انسان همه از این قبیل است.

بنابراین اگر ده بار هم تا كنون تصمیم گرفته اید و شكسته اید هم اكنون آماده یك تصمیم قاطع و جدّى و آهنین براى ترك هر نوع اعتیاد غلط شوید و تمام نیروهاى معنوى خود - مخصوصاً ایمان به خدا - را بسیج كنید و این گفتار پیشواى بزرگ ما على(علیه السلام) را فراموش نكنید آن جا كه مى فرمود: «افراد با ایمان همچون كوه سرسخت و با استقامتند».

اكنون كه تصمیم نهایى خود را گرفتید دستورات دیگر آینده را دقیقاً به كار بندید.

دستورهاى ده گانه

 


 

«مى خواهم خون گریه كنم امّا قطره اشكى مژگان مرا مرطوب نمى كند؟

مى خواهم فریاد بكشم امّا آه هم از سینه بر نمى خیزد.

مى خواهم بیندیشم امّا به چه چیز؟ به كدام بدبختى و نافرجامى؟ مگر مغز اندیشمندى هم در برابر این ناملایمات برجا مى ماند؟!

بیچاره و تنها، ویلان و سرگردان، هراسان و بیمناك از آنچه هستم و خواهم بود، متنفر از همه كس و همه چیز و از این محیط آلوده و ننگین!

21 ساله هستم، ده سال تمام از حساس ترین ایّام عمرم را «تنهاى تنها» گذراندم، ناملایمات زندگى و رنگ هاى زننده چهره اجتماع مرا فوق العاده رنج مى دهد...

نفهمیدم چه شد چند سال قبل كه هنگام مطالعه كتابى بى اراده به یك عادت شوم جنسى آشنا شدم، آن موقع گذشت و كسى به من نگفت كه جوانى چه دوران حساس و خطرناكى است؟ اندام هاى برهنه زنان و دخترانى كه در آتش شهوت و هوس مى سوختند به هیجان درونى من دامن مى زد.

بلى من عادت كردم و اكنون مریض جسمى هستم و روحم نیز بیمار شده است، دارم به ورطه جنون پا مى گذارم آن قدر ناراحتم كه در اندیشه نمى گنجد...

مرا از طول دادن نامه ببخشید این ناله ها و استغاثه ها از من نیست كه به گوش شما مى رسد مى دانم بسیارى از جوانان مثل من بیچاره اند.

ناگفته نماند در اوان جوانى در سنین 16 یا 17 سالگى بود ه دو مرتبه به خودكشى دست زده ام. امّا اجازه مردن هم به ما بیچاره ها نمى دهند! اكنون خیلى ضعیف شده ام و مدّت كوتاهى است كه با كمال معذرت بى اراده از من قطرات... دفع مى گردد! اكنون در میان طوفان مرگبارى به این سو و آن سو مى روم، شاید هم یك سویش نابودى باشد!...

استدعا دارم مرا نجات دهید، خواهش مى كنم جوابم را خیلى سریع لطف كنید اگر ممكن شود به وسیله پست، حتّى اگر در مجله نسل جوان خواستید جواب بدهید. هر چه زودتر، پیشرفت شما سروران پاكدل و گردانندگان آن نشریه محبوب را كه براى ارشاد امثال من آلوده و پیشگیرى دیگران مى كوشید از خداى یكتا خواهانم.

«س - ب» از مشهد

* * *

مسأله مهم این جاست

به این ترتیب نامه دردآلود و غم انگیز دیگرى را كه مربوط به جوان گرفتارى است كه از ذكر نام صریح او خوددارى مى شود، ورق زدیم و صحنه دیگرى از صحنه هاى اندوهبار این اجتماع آلوده را از نظر گذراندیم.

اكنون اجازه دهید رشته سخن را درباره عادت شوم و خطرناك «استمنا» یا MASTURDATION و چگونگى مبارزه با آن  را دنبال كنیم، شاید بتوانیم این سیلاب خطرناك را تا حدودى مهار كنیم.

یكى از اشتباهات بزرگ در این مسأله حساس این است كه عده اى از پزشكان، در برابر متخصصانى كه سال ها در این باره مطالعه نموده و آثار شوم این عادت زشت را در كتاب هاى خود نوشته اند (و نمونه آن در بحث هاى گذشته از نظر خوانندگان گرامى گذشت) چنین اظهار نظر مى كنند كه:

«ما در پزشكى زیانى براى این عمل ندیده ایم بلكه ترسانیدن افراد از آثار شوم و مرگبار این عمل ممكن است آثار نامطلوبى در روح آنها بگذارد!».

گاهى مى گویند: این عمل با آمیزش جنسى چندان تفاوت ندارد.

متأسفانه همین اظهار نظرهاى بدون مطالعه در تمام جوانب مسأله، سبب سقوط عدّه اى از جوانان در دام این عادت شوم شده است.

پاسخ این سخن را پزشكان مطّلع و وارد چنین مى دهند: این آقایان از یك نكته اساسى در این مسأله غفلت دارند كه: به شهادت «مشاهدات فراوان» و «اعتراف صریح بسیارى از مبتلایان» این عمل، اعتیادآور است، اعتیادى شدید و مرگبار كه افراد را به دنبال خود مى كشاند و به این آسانى دست بردار نیست.

ممكن است یك مرتبه استعمال فلان مادّه مخدّر ضرر زیادى نداشته باشد، ولى باید توجّه داشت خطر اعتیاد در پیش است، اعتیادى كه همه چیز انسان ممكن است در آن دفن شود.

همان طور كه گفتیم متخصّصان این فن در كتاب هایى كه در این زمینه نوشته اند موضوع اعتیادآور بودن این عمل شوم را صریحاً یادآور شده و جوانان را از آن برحذر داشته اند. (دقّت كنید)

نكته دیگرى كه باید به این موضوع اضافه كرد این است كه وسایل آلوده شدن به این عمل بسیار ساده است، یعنى در حقیقت وسایلى نمى خواهد و در هر گونه شرایطى و در همه حال امكان آن هست و كنترلى هم در آن نیست و بدبختانه چون در دوران «طغیان غریزه جنسى» مخصوصاً میان سال هاى 16 تا 20 به سراغ جوانان مى آید خیلى زود ممكن است به صورت یك عادت ریشه دار درآید، در حالى كه آمیزش جنسى هرگز چنین ساده نیست و زن و مردى كه همسر یكدیگرند در شرایط خاصى چنین امكانى را پیدا مى كنند.

كسانى كه زیان هاى آن را دست كم گرفته اند حتماً توجّه به مسأله «اعتیاد» به آن، و سایر اوضاع و احوال خاص این مسأله ننموده اند.

وگرنه چگونه مى توان این حقیقت حسى را انكار كرد كه بسیارى از جوانان آلوده تا سرحدّ مرگ و جنون و ناتوانى مطلق و فلج و از دست دادن همه چیز خود پیش مى روند مگر مشاهدات حسى را مى توان منكر شد؟!

اتفاقاً در میان این دسته بسیارند كسانى كه مى گویند هرگز به زیان این عادت شوم هم آشنا نبودیم و از ضررهاى آن آگاهى نداشتیم بنابراین، مسأله تلقین هم در این جا منتفى است

 


 استمنا قابل كنترل نیست

به هر حال زیان هاى این گونه انحراف بیش از آن است كه در این مختصر شرح داده شود.

و یكى از هولناك ترین خطرات آن این است كه این عادت شوم به هیچ وجه قابل كنترل نیست و با توسعه روزافزون خود، اراده را تضعیف مى كند و به صورت افراطى عجیبى گسترش یافته هر گونه محدودیت را در هم مى شكند.

درست است كه هر گونه افراط در امور جنسى حتى از طریق مشروع (از طریق ازدواج) نیز ممكن است خطرات فراوانى در بر داشته باشد. ولى گذشته از تفاوت هاى اصولى كه میان اشباع طبیعى این غریزه و اشباع از طرق غیر طبیعى وجود دارد (و بعداً تشریح خواهد شد) فراهم شدن شرایط اشباع مشروع و طبیعى آن در همه حال ممكن نیست در حالى كه این عادت شوم نیاز به فراهم شدن شرایط خاصى ندارد و لذا به صورت خطرناكى در زندگى مبتلایان رخنه كرده و ریشه مى دواند.

با توجه به حقایق فوق و با توجه به اهمیّت فوق العاده اى كه این مسأله در سرنوشت جوانان از نظر جسمى، فكرى، اخلاقى و اجتماعى و مذهبى دارد لازم است همه جوانان به دقت نكاتى را كه براى «پیشگیرى» از این عادات شوم اعلام مى كنیم به كار بندند.

مبتلایان نیز باید بدانند كه براى ترك این عادت هیچ موقعى دیر نیست. قبل از هر چیز «تصمیم» و سپس به كار بستن دقیق دستورهایى كه در صفحات آینده این كتاب ذكر خواهد شد لازم است و با انجام این برنامه ترك این عادات مشكل نخواهد بود

 


  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •