تبلیغات
وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا - مطالب یگانه منجی عالم امکان

وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا

عاقبت روزی مغرب محومشرق میشود

مزار ملا جولای دزفولی

مزار ملا محمد جولای دزفولی در مسجد کجبافان دزفول

آقای حاج« محمد حسین تبریزی » كه از تجّار محترم تبریز بوده و فرزندی نداشته و آنچه از وسایل مادّی از قبیل دارو و دوا برایش ممكن بوده استفاده كرده و بازهم دارای فرزندی نشده می‏گوید : من به نجف اشرف مشرّف شدم و برای قضاء حاجتم به مسجد سهله رفتم و متوسل به « امام زمان » علیه السلام گردیدم ، شب در عالم مكاشفه دیدم، كه آقای بزرگواری به من فرمودند :

برو دزفول نزد « محمدعلی جولاگر » ( بافنده) تا حاجتت برآورده شود . من به دزفول رفتم و از آدرس آن شخص تحقیق كردم ، به من او را نشان دادند وقتی او را دیدم ، از او خوشم آمد زیرا او مرد فقیر روشن ضمیری بود ، مغازه‏ی كوچكی داشت و مشغول كرباس بافی بود. به او سلام كردم ، او گفت : علیك السّلام آقای حاج محمدحسین حاجتت برآورده شد ، من از آنكه هم اسم مرا می‏دانست و هم گفت : حاجتت برآورده شده تعجب كردم و از او تقاضا نمودم ، كه شب را خدمتش بمانم. گفت : مانعی ندارد .


ادامه مطلب


مرحوم آشیخ محمد كوفی برای پدرم نقل میکرد:
از خدا خواستم چهل سفر مکه بروم. حالا که اینجا آمدم، چهلمین سفرم را میخواهم به مكه بروم. با شتر هم میروم. پیر مرد بود؛ اما میرفت. 


ادامه مطلب


یا رب چه قشنگ است و چه زیبا حرم قم
چون جنت اعلا، حرم محترم قم
بانوی جنان، اخت رضا، دختر موسی
دردانه زهرا و ملائك خدم قم
این مژده بس او را كه بهشت است جزایش
هر كس كه زیارت كندش در حرم قم



بهار تازه و گل تازه و چمن تازه
ستاره یار و فلک یار و دورگردون، یار
هر آن که بر گل رخسار تو گشاید چشم
بهار را چه کند؟ ای به «چهر» رشکِ بهار!
درخت اگر گل سوری، به باغ آورده
نهال قامت تو، آفتاب دارد بار!


قلب مکه می تپد بی اختیار
مکه سرتا پا غرور و افتخار

رخت نو پوشیده بر تن روزگار
 در دل او شادمانی بی شمار

کوی و برزنها چراغانی شده
دیده ها از شوق بارانی شده

فرش شد با فرش دیده این زمین
شادمان در آسمان روح الامین

کاروان نور می آید ز راه
تا که بشناسیم راه خود ز چاه

جشن میلاد است در عرش برین
در غزل خوانی است جبریل امین

روز میلاد بهاران آمده
کیست این ؟ خورشید تابان آمده

این جهان افسرده و پژمرده بود
در حقیقت آدمیت مرده بود

در جهان رنگی نبودی جز سیاه
کس نمی دانست راه خود ز چاه

آدمی سرگرم کار خویش بود
در دل او دائما تشویش بود

چون به کشتی جهان طوفان رسید
ناگهان از عرش کشتیبان رسید

با نسیم رحمت پروردگار
از مدینه نور حق شد آشکار

روشنی بخش جهان از ره رسید
نور آمد گشت ظلمت نا پدید

تهنیت گویند بر هم عرشیان
پای کوبان ، دست افشان فرشیان

ماهی دریا و مرغ آسمان
ذکر یا الله دارد بر زبان

کیست این محبوب ذات کبریاست
خاتم پیغمبران و انبیاست

مطلع الانوار ربانیست این
شاه بیت شعر روحانی است این

خلقت هستی به یمن نام او
آدمی سرمست شد از جام او

نور رویش شمس را شرمنده کرد
نام او ما مردگان را زنده کرد

 نام احمد(ص) زینت این دفتر است
ذکر من یا احمد(ص) و یا حیدر(ص) است


ادامه مطلب


یزید، مجرم اصلی در فاجعه خونبار كربلا بود، تنها سه سال پس از این فاجعه در ۳۸ سالگی با ننگ‌آمیزترین مرگ‌ها از دنیا رفت و با مرگش، حكومت ننگین خاندان ابوسفیان نیز پایان یافت.

تاریخ اسلام از قاتلان امام حسین (ع) به عنوان شقی‌ترین و بی‌رحم‌ترین افراد یاد می‌كند. افرادی كه به طمع درهم و دینار و در بالاترین حالت، حكومت ری و قبای حكمرانی بر گروه مردمان، خون فرزند رسول گرامی اسلام (ص) را كه به خون خدا «ثارالله» تعبیر شده است، ریختند.

«مَیسون »، مادر یزید ( دختر بجدل كلبی )، زنى ناشایست بود که طبق گواهى بسیارى از منابع تاریخى از راه نامشروع یزید را (در سال ۲۵ یا ۲۶ هجری، متولد شد و در ۱۴ یا ۱۵ ربیع الاول سال ۶۴ هجری به هلاكت رسید) به دنیا آورد؛

گرچه معروف آن است که معاویه پدر یزید است. پس از آن‏که معاویه از میسون جدا شد و یزید را به طایفه میسون فرستاد، افزون بر اخلاق ظاهرى بادیه نشین و صحراگزینى، در یزید خصوصیاتی چون علاقه به شکار، اسب سوارى، تربیت حیوانات و بازى با سگ و میمون، شراب‏خوارى، رقص، سگ‏بازى و خوش‏گذرانى جزء طبیعت وجودى وى در آمد.

علاقه چشم‏گیر یزید به شعر و شعرسرایى و توصیف مى، مى‏گسارى و معشوقه در اشعار او بیانگر روحیه‏ اى به دور از سیاست و حکومت است. او از شجاعت، دلاورى و رزم‏هاى مشهور قبیله‏اى بهره‏ اى نداشت و از ویژگى‌هاى گذشتگان خود همچون «عتبه» و «ولید» و یا عموى خود «شیبه» به کلّى دور بود؛ اما از نظر عیّاشى، خوش‏گذرانى، لهو و لعب شیفتگى خاصّى از خود نشان مى‏داد.



ادامه مطلب

ای منتظران گنج نهان می آید
آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور
گفتند که صاحب الزمان می آید



ادامه مطلب


هنگامی که (مهدی) قیام کند، بر کعبه تکیه زند و 313 تن از پیروانش نزد او گرد آیند. پس اولین چیزی که می‏گوید، این آیه است: «بقیةاللَّه خیر لکم ان کنتم مؤمنین».


عده ای بر این باورند که مراد از «بقیة اللَّه» در آیه شریفه «بقیة اللَّه خیر لکم ان کنتم مؤمنین» حضرت مهدی (عج) است. ممکن است این سوال مطرح شود که مگرامام زمان (عج) در زمان رسول‏اللَّه(صلی اللَّه علیه و آله) وجود داشتند و شناختی از آن حضرت بوده که چنین آیه‏ای نازل شده است. 

باید گفت اولا این آیه از فرمایشات حضرت شعیب(علیه‏السلام) خطاب به قوم خود است. ثانیا آن چه درباره نسبت آیه با امام مهدی (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومی آیه و تطبیق یکی از مصادیق آیه بر فردی است که با تفسیر آیه سازگار است. 
زیرا «بقیه» به معنای باقی مانده است و مراد از آن سودی است که به فروشنده می‏رسد، یعنی آن چه بعد از پایان معامله برایش باقی می‏ماند و آن را در در راه حوائج خود خرج می‏کند. و مراد آیه این است که سودی که از طرف خدا برای شما باقی مانده و خدا از طریق فطرت خودتان شما را بدان راهنمایی کرده، اگر مؤمن باشید، برای شما بهتر از مالی است که از راه کم‏فروشی و کم کردن پیمانه و ترازو تصاحب می‏کنید. 

تفسیر نمونه، با عبارت گویاتری «بقیةاللَّه» را چنین معنا کرده است: 
هر موجود نافعی از طرف خداوند که برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد، «بقیةاللَّه» محسوب می‏شود. [1] 

از این رو، امام زمان(علیه‏السلام) که وجود شریفشان مایه بیشترین خیر و برکت برای جامعه بشری است، یکی از بهترین مصادیق این آیه مبارکه است. به قول یکی از قرآن‏پژوهان معاصر، از آن جا که آیه‏های قرآن دارای مفاهیم جامع هستند و در عصرهای بعد می‏توانند بر مصداق‏های کلی‏تر و وسیع‏تر تطابق داشته باشند، این آیه با امام زمان (عج) که روشن‏ترین مصداق، «بقیةاللَّه» است، مطابقت می‏کند. 

برای کاملتر شدن پاسخ، خوب است به نظر یکی از دانشمندان اهل سنت نیز توجه نمایید. شبلنجی دانشمند شافعی، روایتی را نقل کرده‏ است که: 

«هنگامی که (مهدی) قیام کند، بر کعبه تکیه زند و 313 تن از پیروانش نزد او گرد آیند. پس اولین چیزی که می‏گوید، این آیه است: «بقیةاللَّه خیر لکم ان کنتم مؤمنین». سپس می‏فرماید: منم «بقیةاللَّه» و خلیفه او و حجت خدا بر شما. پس از آن، کسی بر آن حضرت سلام نمی‏کند، مگر این که می‏گوید: «السلام علیک یا بقیة اللَّه فی ارضه»؛ سلام بر تو ای باقی گذارده خدا در زمینش.[2] 

بنابراین، گر چه مفاد این آیه، از سخنان حضرت شعیب(علیه‏السلام) خطاب به قوم خود است، اما مصداق اکمل آن، وجود شریف حضرت صاحب الامر(عج) است. 


  

  
  
  
  
  


عاقبت یک روز‏‏ٌ‏ مغارب محو مشرق میشود

عاقبت  غربی ترین  دل  نیز عاشق میشود

شرط میبندم که فردایی _ نه خیلی دیر و دور

مهربانی ، حاکم کل مناطق میشود 

هم زمان سهمیه دلهای دلتنگ و صبور

هم زمین ارثیه جانهای لایق میشود

قلب هر خاکی که بشکافند نشانش عاشقی است

هر گلی که غنچه زد نامش شقایق میشود

با صداقت آسمان سهمی برابر میدهد

با عدالت خاک تقسیم خلایق میشود

عقل هم با عشق یک نوعی موافق میشود

عقل اگر گاهی هوادار جنون شد عیب نیست

گاه گاهی عشق هم همرنگ منطق میشود

صبح فردا موسم بیداری آینه هاست

فصل فردا نوبت کشف حقایق میشود

دست کم یک ذره در تاب و تب خورشید باش

لااقل یک شب بگو کی صبح صادق میشود

میرسد روزی که شرط عاشقی دلدادگی است

آن زمان هر دل فقط یک بار عاشق میشود